Home Persian Gems Calendar Ask Dr. Elahi Persian Quotation Shopping Search
 

پرسش هاي متداول 

سوال1 : چرا ما دعا می کنیم ؟ خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را می داند .

پاسخ: دعا بسیج نیروهای درونی ما است تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم و در اینکار از حق و حقیقت که همان خداست یاری می گیریم.

 

  سوال 2 : آیا واقعاً چشم زدن وجود دارد؟

پاسخ: تقریباً در همه فرهنگهای جهان گونه ای از اعتقاد به چشم زخم “Evil Eye” مشاهده می شود و به نظر ما نیروهايي چون حسادت ، نفرت و انتقام جويي می تواند تاثیرات منفی و آزار دهنده ای در زندگی انسانها داشته باشد و این به معنی قبول انرژی های معجزه آسا نیست بلکه گاهی چند کلمه حرف، یک نگاه و یا حتی یک حرکت دست می تواند آشوبی بر پا کند. آدمی باید خود را از مصاحبت اینگونه افراد بر کنار دارد و به خصوص امتیازات خود را در معرض نگاه همگان نگذارد.

دشمن طاووس آمد پر او                  ای بسا شه را بکشته فّر او               مثنوی

 

سوال 3 :  عرفان عملی چیست ؟

پاسخ: عرفان عملی یعنی حرکت به سوی زیبایی ، دانایی و نیکویی به عنوان سه وصف الهی. این سه وصف چنانکه در خداوند پیوند دارند ، بر روی زمین نیز زیبایی ، دانایی و نیکویی یک حقیقتند.

 

سوال4 : نظر شما در مورد سلسله های تصوف ومبانی اندیشه های آنها چیست؟

پاسخ: تصوف راستین اگر باشد مورد تائید است. بزرگانی چون حافظ ، سعدی و مولانا ، همه صوفی بوده اند و مایه سر بلندی تصوف. اما چون بسیاری از دکانداران مکتب تصوف سخنان گزاف گفته و چهره این مکتب را ناموزون نشان داده اند ، حافظ و سعدی و مولانا نیز گاهی از تصوف برائت جسته و صوفیان را ملامت کرده اند. تصوف راستین عرفان اصیل اسلامی است.

 

سوال5 : آیا انسان با ازدواج به خداوند نزدیکتر می شود ؟

پاسخ: ازدواج همگامی با طبیعت و ادامه خط تکاملی بشریت است . هر چند که در بیان مقصود آن اختلاف نظر است اما در این نکته اتفاق نسبی وجود دارد که ازدواج همگام شدن با طبیعت و در سیر تکامل يعني نزديك تر شدن به خداست.

 

سوال 6 : چرا در آیه الکرسی خداوند می فرماید هیچ اکراه واجباری در دین نیست اما در بسیاری از آیات دیگر منجمله در سوره توبه مکرر آمده که با دشمنان کارزار کنید تا به دین خدا درآیند ؟

پاسخ: اصل کلی همان است که در آیه الکرسی آمده است یعنی جنس اکراه در دین راه ندارد زیرا اکراه دین را نقض می کند . یعنی آنکس که دینی به او تحمیل شود در حقیقت دینی ندارد. اما آیاتی که در آنها فرمان نبرد و مقابله و مقاتله با کفار آمده ، مقصود کافرانی است که به حقوق مسلمانان تجاوز کرده و به روی آنها شمشیر کشیده اند و به آنها کافر حربی گویند. بدیهی است هر انسانی از حق دفاع برخوردار است و در قرآن در چند مورد اشاره شده که اگر کافران دست از تقابل برداشته و اعلام صلح کردند شما هم بپذیرید و دست از تقابل بردارید زیرا تجاوز از جانب آنها بوده است . در جای دیگری در قرآن آمده است که کافران همان ظالمان و متجاوزان به حقوق دیگرانند.

 

سوال 7 : در دنیای امروز چگونه درست را از غلط بشناسیم؟ همه چیز تغییر کرده و ارزشها به ضد ارزش تبدیل شده چگونه در مسیر صحیح قدم برداریم؟

پاسخ: شناخت درست از غلط و حق و ناحق به طور کلی در فطرت آدمی به ودیعه گذاشته شده است و بی هیچ تعلیمی همه آدمیان در می یابند که دروغ گفتن و فریب دادن و منافع خود را بر حق برگزیدن و تکبر و حرص و آز و تجاوز به حقوق دیگران نامطلوب و نکوهیده است. در مقابل صدق و راستی و وفای به عهد و تواضع و خدمت به خلق پسندیده است . قانون طلائی در اخلاق این است که با دیگران چنان رفتار کن که می خواهی با تو رفتار شود و چنان رفتار نکن که نمی خواهی با تو رفتار شود. شما از عقل فطری خود پیروی کنید و هر چه دیگران گفتند را با معیار عقل بسنجید و اگر تردیدی داشتید به عقلای دیگری که در کمال و فهم ستوده شده اند نیز مراجعه کنید.

 

سوال8 : همانگونه که در لیست کتابهای مورد تائید شما بود ، مدتی است که کتاب اوپانیشاد و کتاب گیتا را مطالعه می کنم و سوالات بسیار زیادی در آنجا برایم مطرح شده است از جمله اینکه ، در آنجا خواندم که خداوند دارای فرم است .مطالب دیگری نیز در آن وجود دارد که من را کاملاً گیج کرده است. لطفاً بفرمائید آیا محتویات این کتابها کاملاً مورد تائید است ؟

پاسخ: کتابهایی که برای خواندن توصیه می شوند و به عنوان کتاب خوب یا بزرگ معرفی می شوند برای رشد کلی اندیشه و بینش خواننده است نه آنکه هر آنچه را كه در آن کتابها آمده بپذیرند. شخص در اثر مطالعه کتابهای خوب به تدریج چراغهايي در دلش روشن می شود که حقایقی را در پرتو آنها می توان دید و دو کتاب فوق در شمار همان کتابها است. اما در مورد فرم و صورت بايد گفت كه خداوند در هيچ فرم و صورتي محدود نمي شود اما در همه فرمها و صورتها متجلي است. گل ، درخت ، ماه و خورشيد خداوند نيستند اما در ديده اهل بصيرت تجليات خداوند در اين گونه آيات مشاهده مي شود.

 

سوال 9 : این حقیر دستی در موسیقی(پیانو) دارم اما آن چیزی که شما همیشه از موسیقی میفرمایید را نتوانستم به طور کامل در نتها دریابم . گویا اشعار بزرگان ما همچون حافظ و مولانا و ابوسعید در سبک سازهای سنتی بیشتر و بهتر نهفته شده و به سختی در سبک آهنگسازی و سازهای جهانی دیده می شود؟

پاسخ: موسیقی خوب و متعالی به نوازنده و سازنده آهنگ متکی است و ساز نقشی در آن ندارد. اگر نوازنده به درجه کمال برسد و آهنگی را که انسان برجسته ای در خاطرش نقش بسته را بنوازد ، تا مرز ابدیت پیش می رود و طعمی از ابدیت و معنویت جاودانه را خواهد چشید. موسيقي شرق و غرب اگر چه با هم تفاوتهاي بسياري دارند اما در اين خصلت كه در نقطه هاي اوج ، آدمي را به جهان جاودانه نزديك مي كنند ، مشتركند.

 

سوال 10 : چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود ؟

پاسخ: بارزترین نشان حرکت به سوی خدا که کمال مطلق است این است که شخص به سوی زیبایی یعنی هنرها ، دانايی یعنی فلسفه و علوم دیگر و نیکويي یعنی خلق خوش و حفظ شرافت انسانی در حرکت باشد و نشان كلي اين حركت شادي پاك و عميق است كه پيوسته با سالك همراه خواهد بود.

 

سوال 11 : نظر شما در مورد جاودانگی روح چیست و اگر من قبل از تولد هم بوده ام پس چرا چیزی از آن دوران به خاطر      نمی آورم؟

پاسخ: درباره جاودانگی روح می توان نخست به آثار افلاطون به خصوص مکالمات کوتاهتر او مراجعه کرد (Phaedo , Phaedrus, Meno) . علاوه بر این ادبیات ما به خصوص مثنوی آکنده از اعتقاد به جاودانگی روح است و سّر جاودانگی روح و فنا پذیری جسم این است که مرگ انحلال اجزاء هر چیز است و جسم طبیعتاً در معرض هلاکت است زیرا از میلیاردها ذره تشکیل شده است اما روح یک حقیقت بسیط و تجزیه ناپذیر است و مرگ کاری با آن نمی تواند انجام دهد.

با خود ملک الموت بگوید هله واگرد                 کین جا نکند هیچ سلاح تو سلاحی

به یاد نیاوردن خاطرات گذشته نشان از نبودن نیست کما اینکه شما در شیرخوارگی بوده ايد و چیزی از آن دوران به یاد ندارید. امّا به معنای دیگری باید گفت که ما چه بسیار خاطرات ارزشمند از زندگی پیشین داریم که سرچشمه هنرها و اخلاق و علم ها است. فطرت انسان جویای زیبایی ، دانایی و نیکویی است و ما با این سه عشق به دنیا آمده ائیم. موسیقی خاطرات ازلی ماست و همینطور زیبايي های دیگر.

 

سوال12 : نظر شما در مورد موسیقی چیست و چرا برخی موسیقی را جایز نمی دانند ؟

پاسخ: خرد جمعی (collective intelligence) در طول تاریخ تا به امروز پیوسته ستایشگر موسیقی به عنوان یکی از بلندترین قله های زیبایی و معنویت بوده است و بزرگان جهان به اتفاق گفته اند آنچه در خرد جمعی انسانها مطلوب و محبوب است نشانی از محبوبیت و مطلوبیت آن در پیشگاه خدا است. بنا بر حدیث پیامبر اکرم هر انسانی بر اساس فطرت به دنیا می آید و دین ها و آئین ها ، همه بعد از فطرت قرار می گیرند و بنابر آیات مکرر در قرآن فطرت انسان همان فطرت الهی است ( فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ) بنابر این اگر تعارضی میان ظواهر دیانت و تفسیرهای دینی و فطرت آدمی باشد ، آن مسموع نیست زیرا پیامبر اکرم فرموده است : ( کلّ ما حکم به العقل، حکم به الشرع ) ، یعنی آنچه شرع به آن حکم می کند ، عقل نیز با آن هماهنگ است و همچنین در حدیث دیگر آمده است که پیامبر فرمود (أنَّ العقل رسولٌ من داخل، والرسول عقلٌ من خارج، ) یعنی عقل آدمی رسول الهی است در درون او و رسول الهی عقل آدمی است در خارج ذات او .

شايد بتوان گفت که برخی از علمای دین به سابقه بعضی مجالس ناموزون که موسیقی نیز جزئی از آن بوده است در تحریم آن مجالس سخن گفته اند و آنرا مجلس غنا نام نهاده اند و ای بسا که این تحریم مشمول همانگونه مجالس است.

 

سوال 13 : آیا لعن و نفرین های ذکر شده در زیارت عاشورا مغایر با سبک و سیاق دین اسلام در برخورد با ظالمان و ستمگران نیست ؟

پاسخ: در قرآن حکیم آمده است که بدی را به نیکی دفع کنید چنانکه دفع و لعن تاریکی روشن کردن چراغ است نه تاریکی را نفرین کردن. البته می توان بطور کلی لعن و دور باش خدا را بر همه ستمکاران از این حیث که ستم می کنند اعلام کرد و این دورباش خود توجه به این نکته است که ظلم و تجاوز و تعدی و فریب موجب دوری از رحمت خدا و دوری از همه خوبیها و زیبایی ها است و انسانهای بد به فرمان تکوینی خداوند از همه برکتها محروم هستند. بنابر اين لعن عملي است كه ما بايد انجام دهيم و آن كاري در خلاف جهت بدكاران است و تنها با كار خوب مي توان كار بد را لعن كرد و اين كار زبان نيست.

 

سوال14 : من در گذشته اشتباهات زیادی کرده ام ، هر چند الان به اشتباهات خود پی برده ام اما هنوز از طرف دوستان و آشنایانم مورد عتاب قرار می گیرم. آیا این کار آنها واقعاً گناه نیست؟

پاسخ: وقتی آدمی به نادرستی بعضی اندیشه های خود آگاه می شود ، این آگاهی خود به منزله توبه است زیرا دیگر آن عقاید را ندارد و بدان عمل نمی کند و پیامبر فرموده است توبه کننده ازگناه مانند کسی است که گناهی نکرده است. از این روهرگز نباید به اعتبار گذشته ای که شخص از آن گذشته است دلی را شکست و عتابی یا حتی اشاره ای به کارهای پیشین نمود زیرا این کار گناهی عظیم است.

 

سوال15 : بنده می خواهم آیین صوفیگری در پیش بگیرم ,چگونه میتوانم شروع کنم؟

پاسخ: آیین صوفیگری در این روزگار معانی نامطلوبی را در ذهن القاء می کند. بخصوص که بعضی روشنفکران کتابهایی در رد صوفیگری نوشته اند. تصوف حقیقی که همان عرفان اسلامی و به زبان دیگر اسلام در نقطه تعالی است ، بر پایه قرآن و حدیث استوار است و آن راهی درست و هماهنگ با فطرت انسانی است و بر محور وحدت وجود و جاودانگی روح و انجام کارهای نیکو و رسیدن به خلق خوش و خدمت به خلق می گردد. وحدت وجود آن را می توان از آیه "هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن" دریافت و نیز از آیات دیگری چون "فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ " و امثال آن  . جاودانگی روح نیز درونمایه اصلی قرآن و همه کتب آسمانی است. کار نیکو یا عمل صالح به تعبیر قرآن آدمی را به بارگاه قرب الهی سوق می دهد. برای آشنایی با این مکتب که با عرفان مغرب زمین و سخن شاعران بزرگ جهان در یک مسیر قراردارد می توانید به فارسی با آثار مولانا جلال الدین بلخی آشنا شوید و این حقیر در دو کتاب با عنوان های گزیده فیه ما فیه و در صحبت مولانا به زبان ساده مکتب مولانا را معرفی کرده و نقطه های اوج مولانا را با شرح و توضیحات عرضه کرده ام.

 

سوال16 : برای شروع به مطالعه در زمینه فلسفه غرب شما چه کتابهایی را توصیه می کنید؟

پاسخ: برای فلسفه غرب کتاب سیر حکمت در اروپا اثر محمد علی فروغی کتاب نسبتاً روان و جامعی است و اگر به راستی می خواهید از صفر شروع کنید قبل از کتاب سیر حکمت در اروپا ، می توانید کتاب دنیای سوفی را به زبان آلمانی یا ترجمه انگلیسی و یا ترجمه فارسی دکتر کورش صفوی آغاز کنید و پس از سیر حکمت و به دنبال آن آثار افلاطون را دنبال کنید . کتاب سیر حکمت خود بهترین کتابها را برای مطالعه بیشتر به شما معرفی می کند.

 

سوال17 : دریکی از سخنرانیهای شما شنیدم که گفتید خدا در قرآن فرموده حتی به کافران دشنام ندهید. میخواستم بدانم آیا دقیقا آیه ای به همین معنی هست؟

پاسخ: عين آيه قرآن این است : وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ :‌اگر ما به خدايان باطل آنها ناسزا گوييم ، آنها را بر مي انگيزيم كه سخن ناسزايي درباره خداي حقيقي گويند. لعن تاريكي اشكالي ندارد اما لعن تاريكي كلمات و الفاظ نيست بلكه روشن كردن چراغ است . هر چه شما بر نور بيفزاييد از ظلمت كم مي شود و دور و ملعون مي گردد.

 

سوال 18 : عشق آمدنی است یا آموختنی؟

پاسخ: هم درست است که عشق آمدنی است یعنی عطا و موهبت الهی است که زمینه رسیدن به آن را در ذات فراهم کرده است و هم آموختنی است به معنی آنکه می توان اسرار و اطوار عشق را از بزرگان جهان آموخت ازجمله مولانا بیش از همه از عشق سخن گفته است.

 

سوال 19 : شرایط اصلی دینداری چیست ؟

پاسخ: در قرآن آیاتی هست که آنها را فلسفه جاوید خوانده اند در این آیات شرایط اصلی دینداری در سه بخش آمده است :
1- ایمان به خدا و خوبی و زیبایی و اینکه عالم طراح و آفریدگاری دارد که خود مظهر خوبی و زیبایی است و هم آفریدگار همه خوبیها و زیباییها است.

2- ایمان به روز پاداش و جزا و اینکه روح ما پس از مرگ در پیشگاه الهی مسئول اعمال دنیوی خود خواهد بود.

3- انجام کارهای نیک یا عمل صالح که در فطرت همه آدمیان نوشته شده است.

این سه نکته فوق را خداوند شرط رستگاری قرار داده و اما عبادات مانند نماز و روزه و حج چیزهای هستند که باید برای رسیدن به عمل صالح از آنها مدد گرفت. بدین معنی که با عبادتی مانند نماز شخص هر روز تکرار می کند که خداوندا مرا به راه راست ( که همانا انجام عمل صالح است) هدایت فرما و این تکرار او را یاری می دهد که پیوسته به یاد خدا باشد و قدمی به خطا نرود و به همین جهت در قرآن آمده است که نماز را برای یاد من به پای دارید.

 

سوال 20 : صراحت شیخ محمود شبستری در رد فلسفه و عقلانیت برای من قابل پذیرش نیست. لطفاً در این خصوص توضیح فرمائید.

پاسخ: اگر مقدمه ای را که اینجانب بر كتاب گلشن راز نوشته ام مطالعه کنید پاسخ این سوال و امثال آنرا خواهید یافت و نیز در کتاب گزیده فیه ما فیه طرح و پاسخ سوال درباره عشق و عقل آمده است . اجمالا می توانم بگویم که شیخ محمود خود فیلسوف بوده و سر عناد با فلسفه را ندارد و مقصودش از آن فلسفه مورد انتقاد گرایش هایی است که در بعضی از علما به عقل گرایی محض و انکار معنویات و فلسفه ماوراءالطبیعه از خود نشان داده اند ،‌همچنین خود مولانا گاه گاه متعرض فلاسفه و فلسفه شده است اما چنان نیست که با گوهر عقل و استدلال مخالفتی داشته باشد . همچنین اگر علاقه مند باشید می توانید به کتاب 365 روز در صحبت مولانا که در آن اینگونه نظریات به تفصیل مورد بحث قرار گرفته مراجعه نمائید.

 

سوال21 : لطفاً هدف خداوند را از خلقت هستی توضیح فرمائید.

پاسخ: خداوند خورشید حقیقت است که ازلاً و ابداً می درخشد و آفتاب او که عالم را پرکرده است لازمه ذات اوست . او به خود نگفته است که خوب است عالم را بیافرینم ، برای این یا آن هدف ، بلکه عوالم بی نهایت همه تجلی ذات اوست و هدف طبیعی این تجلی ستایش زیبایی و خیر و خوبی است که موجد عشق است و عشق نه هدف بلکه عین آفرینش است که در تمام ذرات عالم حضور دارد.

گر سر برون کردی مهش روزی چو قرص آفتاب      ذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی    دیوان شمس

 

سوال22 : من چند سالي است  که در مورد خدا مطلب می خوانم و هرچه قدر هم که جلوتر می روم مطالب  برایم نامفهوم تر می شود من لیسانس ریاضی هستم و نتوانستم هیچ مطلبی را بیابم که عمیقا و با دلیل و برهان قاطع به دلم بنشیند. لطفاً من را راهنمائی فرمائید.

پاسخ: معروف است که در جشن نودمین سال تولد برتراند راسل بانویی که گرایش های دینی خشک داشت به راسل گفت اگرشما  ( اکنون که به پایان عمر خود نزدیک شده اید ) به عالم دیگر بروید و خدایی باشد و از شما باز خواست کند چه خواهید گفت؟ راسل گفت : اگر چنین باشد و خداوند از من بپرسد که چرا به وجود من ایمان نیاوردی خواهم گفت "فقدان دلايل کافی".
شما نیز بدنبال دلايل کافی باشید و تا شما را قانع نکرده است تسلیم نشوید. اینکه در قرآن آمده است آیا در خدا که آفریدگار جهان است شک می توان کرد ؟ بدین معنی است که خداوند حقیقتی است که اگر آدمی از آن باخبر شود در آن شک نمی توان کرد . اگر شخصی بتواند در وجود خدا شک کند معلوم است که خدا را با چیز دیگری اشتباه گرفته و آنرا نفی می کند. خداوند وجود مطلق است که ساری در همه موجودات است و مفهوم وجود به ذات خود چنان بدیهی است که هیچکس در آن تردیدی نمی تواند کرد . بدیهی است اگر خدا را هر ماهیتی تصور کنید احتیاج به اثبات دارد اما اگر خداوند همان وجود محض باشد که نور آسمانها و زمین است نه در تحقق آن شکی هست و نه سوالی خواهید کرد که چه کسی او را آفریده است زیرا وجود از عدم نمی آید تا احتیاج به علت داشته باشد. وقتی معنی وجود را درک می کنیم ازلی بودن آن را نیز همزمان درک خواهید کرد و سر حضور او در همه موجودات نیز روشن می شود و این است معنی اینکه بهر سو نظر کنید آنجا خداست (قرآن). وجود عالم را پر کرده و شما به هر چیز نظر کنید وجود داشتن او بیش از هر چیز دیگر چشم شما را روشن می کند.

 

سوال23 : من در افغانستان زندگی می کنم  ولی زادگاهم ایران است. در آستانه ازدواج هستم ولی نمی دانم چطور می توانم به همسرم اعتماد کنم. اینجا انسانها با ادیان و مذاهب مختلف زندگی می کنند. لطفاً راهنمائیم کنید.

پاسخ: تشکیل زندگی مشترک مهمترین واقعه درزندگی هر مرد و زن است و شایسته است که هر دو طرف کمال اهتمام را در انتخاب درست بجای آورند. ظواهر ادیان و مذاهب نقشی در خوبی و بدی و شایستگی و ناشایستگی افراد ندارد. آنچه مهم است عشق به زیبایی و دانایی و نیکویی است. عشق به این سه وصف بدین معنی است که شخص اینها را بیش از خود دوست داشته باشد و هیچگاه بخاطر منافع شخصی حق زیبایی را پایمال نکند و حقیقتی را زیر پای نگذارد و نیرنگی در کار نیاورد. مهربانی و خدمت بی انتظار به دیگران جوهر نیکویی و اصل عمل صالح است و کنجکاوی و تلاش برای فهم حقیقت در جهان مایه علم است و حساسیت نسبت به صورتهای موزون و ناموزون جوهر هنرمندی است . با این معیارها باید اشخاص را سنجید . به صرف آنکه کسی خود را مسلمان یا مسیحی یا  پیرو دین دیگر بداند شایستگی برای امری پیدا نمی کند . جوهر ادیان یکی است و همه مبتنی بر ایمان به خداست که او سرچشمه نیکویی ، زیبایی و دانایی است و ایمان به اینکه در جهان هستی با اعمال متفاوت ما از راست و دروغ و صداقت و ریا و عدالت و ظلم به گونه های متفاوت رفتار خواهد شد . کسی نمی تواند ظلم کند ، دروغ بگوید و خیانت کند و منتظر حوادث خوب در زندگی باشد. اگر با کسی عزم زندگی مشترک دارید شایسته است با همین معیارها او را بیازمائید .

 

سوال 24 : از خودم راضي نيستم. كارهاي نامطلوب و ناموزون زيادي انجام داده ام. ظاهري آراسته دارم و باطني آشفته مانند دوريان گري. آيا راهي هست كه به آغوش خوبي برگردم و جبران كنم؟

پاسخ: آفرین بر شما که با کمال صداقت در پیشگاه حقیقت سخن می گوئید . من ایمان دارم که شما در هر مرحله ای که هستید می توانید نه به طبقه اول جهنم بلکه به طبقات متعالی بهشت خود را برسانید زیرا با کریمان کارها دشوار نیست . خداوند در قرآن مکرر کسانی را تحسین کرده است که ابواب هستند یعنی چه بسیار که لغزشی می کنند ولی هر بار به نزد پروردگارشان باز می گردند. کمیت گناه نقشی در توبه ندارد. اگر دل شما از آن کارها که به نظر خودتان اهریمنی و گناه آلود آمده است آزرده است و آنرا نمی پسندید نشان عبور از دوزخ است زیرا عبور از دوزخ چیزی جز بیرون آمدن از وهم و فریب گناهان نیست. اگر به راستی دلتان برای خوبی تنگ شده است مطمئن باشید که خوبی نیز مشتاق شما است و پیامبر فرمود  کسی که از گناه توبه کند چون کسی باشد که هر گز گناه نکرده است و به قول مولانا توبه همچون عصای موسی است و همه دروغها و تیرگیها را می بلعد. گناه اهریمنی آن است که آدمی دانسته و با قصد قبلی حق کسی را زیر پا بگذارد . اگر آدمی ظلمی نمی کند و تجاوز و تعدی به حقوق کسی نمی کند اهریمنی نیست. حسد و غرور ، هر دو از صفات شیطان است و شما اگر به گوهر انسانی خود را که همان نَفَس الهی است و همه فرشتگان به او سجده کرده اند نظر کنید می توانید این دو صفت بزرگ شیطانی را به راحتی از خود دور کنید و اگر شیطان به شما سجده نکرد شما هم دیگر به شیطان سجده نکنید و او را از خود مایوس کنید . زهی سعادت که آدمی در نقطه ای از زمان زندگی اش به این آگاهی برسد که شما رسیده اید و خود را از چنگال دیو برهاند. این شما و این راه بهشت اینک فرس و اینک نگار سوار شوید و به بوی خوش آن سرو خرامان بروید. اما در مورد کسانی که احساس می کنید دینی به گردن آنها دارید از جمله همسر و فرزندان می توانید با همین چرخش و گردش به سوی خوبی با محبت و کارهای نیکو همه را جبران کنید . ضروری نیست که  فرد فرد آنها را از احوال خود با خبرکنید ولی می توانید خیر و برکت وجودتان را به هر کسی که از شما آزرده است برسانید.

 

سوال25 : من با خواندن قرآن درست يا غلط متوجه شدم كه خدا  فرق زيادي بين زن و مرد  گذاشته است و اين مسئله خيلي مرا ناراحت كرده است. لطفاً در صورت امکان راهنمایی فرمائید.

پاسخ: چون پاسخ به اين سوال نياز به بسط مقال دارد شما را به مطالعه كتابهاي زير دعوت مي كنم :

1-What is Right with Islam نوشته امام عبد الرئوف

2- حقوق زن در اسلام اثر خانم موراكي

البته كتابهاي بسيار ديگري نيز مي توانيد روي شبكه جهاني رايانه (اینترنت) بيابيد كه مسئله را براي شما روشن می كند.    (The right of women in Islam) . فرقهايي كه بين زن و مرد هست بيشتر جنبه زماني ، مكاني و اجتماعي و سنتي داشته است وگرنه در همه مسائل اساسي زنان با مردان برابرند با اين امتياز كه زن بيش از مرد نماينده حضور الهي در جهان است و دين و عرفان بيشتر به چراغ دل او روشن است و مردان اگر چه در طول تاریخ هزاران ظلم به زنان كرده اند اما در عين حال دانايان روزگار مقام زن را برتر از مرد دانسته اند و روح او را به خدا نزديكتر شمرده اند . كتاب مرد و ابرمرد (Man and Superman) اثر برنارد شاو در اين زمينه نكته هاي لطيفي دارد و مولانا گفته است كه زن گويي مخلوق نيست بلكه خالق است و پرتو رحمت   نامتناهي الهي است.

پرتو حق است آن ، معشوق نيست      خالق است او گوئيا مخلوق نيست                   مثنوی

 

سوال 26 : به نظر شما کدام سلسله از سلسله های تصوف رو به حقیقت است؟

پاسخ: یکی از بزرگان را پرسیده بودند که سلسله شما به چه کسی می رسد ، پاسخ داده بود که کسی از سلسله به جايي نمی رسد. هر کس قدم در راه خدا یعنی عشق به زیبایی و دانایی و نیکویی بردارد بی گمان رستگار است و هر سلسله ای که به این راه می رود بر حق است.

 

سوال 27 : در ترجمه قران در سوره مائده آيه 95 " يا اَيُّهَا الذَّينَ امَنوُا لا تَقْتُلوُا الصَّيْدَ وَ اَنْتُمْ حُرُمٌ وَّ مَنْ قَتَلَه مِنْكُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَم"، ابوي مرحوم النَّعَم را نعمت ها معني كرده است. النَعَم در كتاب لغت به معني چهارپا مي باشد و جمع آن انعام است ولي النِعَم به كسر نون جمع نعمت است مثل اينكه در ترجمه آيه اشتباه شده است . لطفاً در این خصوص توضیح فرمائید.

پاسخ: این آیه در مورد نهی از صید در احرام است که اگر شخص چنین کاری کند باید کفاره بپردازد و کفاره آن صیدی است در قیمت مشابه آن صیدی که کرده است. آن صید می تواند از چهارپایان باشد و یا هر نعمت دیگری که برابر آن صید باشد مقبول است و ضرورتی ندارد که حتما از چهارپایان باشد . درست است که کلمه النعم در این آیه به معنی چهارپایان است و احتمالا در چاپهای بی مسئولیتی که از ترجمه مرحوم الهی قمشه ای صورت گرفته چنین اشتباهی رخ داده است.

 

سوال 28 : در داستان بانوی حصاری آنجا که جوان طبلی به دست گرفت و از طریق بازتابها  در قلعه را پیدا کرد ،  منظور از بازتابها چیست؟

پاسخ: بازتاب پاسخي است كه انسان دائما از آدميان مي گيرد و مي شنود و در چهره آنها ، در راه رفتن آنها ، عكس العملي كه در موضع حسادت يا حرص يا تواضع و فروتني از خود نشان مي دهند در انسانهاي مختلف متفاوت است.

 

سوال 29 : در قرآن، خداوند هرموقع که می خواهد مطلبی را بیان کند ، نمی گوید من و می گوید ما .. مثلا ما گفتیم ، ما انجام دادیم و ....  . حال آنکه، ما می دانیم ذات احدیت یکتاست، این امر چه معنایی دارد؟

پاسخ: در قرآن هم از "من" و هم از "ما" بهره گيري شده است و شايد وقتي خداوند از خود به كلمه "ما" ياد مي كند در حقيقت قوانين كلي عالم را بيان مي كند و هنگامي كه از "من" مي گويد ما را در پيش چشم مي بيند ، چنانكه ما او را با چشم دل مي نگريم و ما به او و او به ما عشق مي ورزد و چنان ارتباطي بين همه بندگان و پروردگار است كه همه خدا را از خودشان مي دانند و مي گويند "خداي من".

 

سوال 30 : آیا مرگ باعث جدایی همیشگی افراد از نزدیکان خود می شود؟

پاسخ: يكي از نام هاي روز قيامت يوم الجمع است به اين معني كه انسان از هر كسي كه جدا شده است و شوق ديدار او را دارد ، به ديدار او خواهد رسيد.

 

سوال 31 : چگونه رفتار کنم تا به عنوان یک شخص دیندار از دنیا بروم ؟

پاسخ: شما با يك ديني به دنيا آمده ايد و آن دين عشق به زيبايي و دانايي و نيكويي است و اگر زندگي خود را وقف علم و اخلاق و هنر كنيد به عنوان يك شخص ديندار از دنيا خواهيد رفت. البته در عشقي كه به زيبايي و دانايي و نيكويي داريد اگر با كتاب با كرامتي مانند قرآن آشنا شويد و دريابيد كه اين كتاب نيز بر محور زيبايي و دانايي و نيكويي مي گردد و اين سه صفت از صفات خداوند است طبيعتاً بركات بيشتري به شما خواهد رسيد.

 

سوال 32 : لطفاً کتابی در زمینه زیبايی شناسی به من معرفی کنید.

پاسخ: كتاب زيبايي شناسي اثر كروچه ترجمه فواد روحاني

 

سوال33 : آیا این جمله صحیح است که هر چه را شرع به آن حکم می کند ، عقل نیز به آن حکم می کند ؟

پاسخ: بلی ، خداوند همه انسانها را هماهنگ با فطرت خود آفريده و سرشت ما همان سرشت الهي است و دين ما بر مبناي فطرت همان عشق به زيبايي و دانايي و نيكويي است و هر دين ديگري كه باشد بايد بر اين فطرت استوار گردد. يعني هر راه و روش و آداب و آييني كه شخص بر مي گزيند بايد به امضاء عقل فطري كه فرمانده كلي وجود ما است برسد. پيغمبر اكرم عقل را رسول داخلي معرفي كرده اند كه رسول خارجي يعني نبي ، احكام خود را به رسول داخل عرضه مي كند و فرموده اند هر چه شرع من بدان حكم مي كند ، عقل نيز همان را حكم مي كند.

 

سوال 34 : در کتاب 365 روز با قرآن و همچنین ترجمه مرحوم مهدی الهی قمشه ای ، در آیه 62 سوره بقره ، قوم "صَّابِئِینَ" ستاره پرستان ترجمه شده است . لطفاً در خصوص این قوم (صَّابِئِینَ ) توضیحات بیشتری بفرمائید.

پاسخ: ترجمه استاد فقيد مهدي الهي قمشه اي از كلمه "صابئين" با معتبرترين منابع دين شناختي از جمله كتاب "آثار الباقيه" از ابوريحان بيروني كاملاً هماهنگ است و بسياري از مفسران بزرگ و نامي نيز بدين نظر گراييده اند كه صابئين پرستندگان كواكب و نيرين يعني خورشيد و ماه بوده اند الا آنكه ستاره پرستي صابئين مانند پرستش و ستايش آتش نزد زردشتيان است كه آتش پرستي در برابر خدا پرستي نيست بلكه به قول فردوسي پاك زاد :

مگويي كه آتش پرستان بدند               پرستنده پاك يزدان بدند

و بايد گفت كه در بسياري اديان اسماء تشبيهي خداوند بر اسماء تنزيهي غلبه كرده و مظاهر مورد احترام در سطح عوام به جاي پروردگار يكتا معرفي شده اند.

ابوريحان بيروني خود شخصاً در سفر هند با پيشوايان ديني هندوان و مذاهب ديگر گفتگو داشته و بدين نتيجه رسيده است كه بر خلاف تصور عامه ، بودائيان يا كريشنائيان و هندوان بت پرست نيستند بلكه آنها به خداي يگانه يكتا معتقدند كه سرچشمه تمامي آفرينش است و اين بت ها كه مظاهري از زيبايي و خوبي و عشق و وفاداري بوده اند به اشتباه نزد عامه عنوان خدا يافته اند. اما در آيه مورد بحث بايد گفت كه خداوند بعد از صابئين كلمه "من" را نيز آورده كه معني "هر كس" يا "هر انساني" يا "هر فرد آدميزاد" و امثال اين معاني را در خاطر مي آورد و همچنين به نظر مي آيد كه در اين آيه خداوند عنوانها و اسمهايي چون مومن و يهود و ترسا و صابئي و هندو و بودائي و زردشتي و غيره را نفي فرموده و خاطر نشان كرده است كه اين عنوانها هيچ يك به تنهايي مايه رستگاري نيست و آنچه مايه رستگاري هر انساني با هر عنوان ديني است همان "ايمان به آفريدگار واحد" و "ايمان به روز رستاخيز و روز پاداش و جزا" و "انجام كارهاي صالح" است كه آدمي را مي رهاند و به بهشت مي رساند و كار صالح نيز چنانكه عامه مفسران گفته اند و اينجانب نيز بر آن تكيه كرده ام ارتباطي به اعمال آئيني كه در شريعت هاي گوناگون متفاوت است ندارد بلكه عمل صالح همان كارهايي است كه همه مردم از هم انتظار دارند و يكديگر را به انجام آنها مي ستايند و فرا مي خوانند و با اين تعبيرات است كه كثرت گرايي مذهبي نيز مي تواند تحقق يابد.

 

 سوال35  : نیم ز کار تو غافل همیشه در کارم... اگر خداوند چنین نظری نسبت به بندگانش دارد، پس برای مثال تکلیف صدها کودکی که این روزها در شمال آفریقا در اثر قحطی جان خود را از دست می دهند چیست؟

پاسخ: طرح این سوال نشانه روح پاک و عدالت جوی شماست که بی عدالتی را نه از جانب مردمان و نه از جانب پروردگار نمی پسندد. اما مسئله عدالت در جهان کبیر یعنی در کل آفرینش نیاز به بحثهای طولانی و بیش از آن به مطالعات مناسب در حکمت و ادبیات دارد و ممکن است شخص پس از انس با بزرگانی چون مولانا و شکسپیر و امثال آنها آهسته آهسته دریابد که چگونه است این عدالت پروردگار که تعارضی با این همه رنج و محنت در جهان و بیداد ظالمان ندارد بلکه در ساحتی و در بعدی و از نگاهی ما باید همگی برای احراز عدالت و رفع محرومیت در جهان بکوشیم و از نگاهی دیگر و در ساحتی دیگر بدانیم که خطایی بر قلم صنع نرفته و هر چه آن خسرو کند شیرین بود:

نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش
که من این مسئله بی چون و چرا می بینم

عارفان گفته اند که آن ساحت دوم عشق است در وسیعترین معنی خود که سعدی گفت :
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

و این همان ساحت است که هاتف اصفهانی گفت:
گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی

در فرهنگ هندوان به خصوص در معارف کریشنایی و ودائی برای رفع این گونه اشکالات که "چرا یکی در خانواده ای ثروتمند بدنیا می آید و از همه مواهب برخوردار می شود و یکی در گوشه ای از جهان در میان فقر و مسکنت بدنیا می آید و یا از گرسنگی می میرد یا به سختی روزگار می گذراند" گفته اند ارواح آدمیان بارها و بارها به این عالم می آیند و اگر در دوره ای کارهای ناپسند کرده باشند و در همان دوره جزای آنرا نیابند دور بعد در سختی و محنت زاده می شوند و رنجی که بر آنها است در حقیقت برای تکامل روح آنهاست و آن رنج را کارما می نامند و معتقدند هر کس باید کارمای خود را به دوش بکشد و این نظریه را در مجموع تناسخ می نامند. اما به نظر ما این شیوه مشکلات را حل نمی کند و مسئله عدالت الهی همچنان زیر سوال می ماند و به نظر ما راه همان طریق عشق و معرفت است که به تدریج در دل آدمی سّر این قضیه مکشوف می شود و پاسخ کوتاهی در چند کلمه نمی توان به آن داد.

 

سوال36  : اگر دنیا، برزخ، آخرت و ... را به شکل یک سیستم ببینیم، آیا راه خروجی  از این سیستم وجود دارد به شکلی که هنوز ماهیت خود را به عنوان یک انسان حفظ کرده باشیم؟

پاسخ: آري آدمی می تواند از همه مدارج هستی و از همه سیستمها بیرون جهد و به قول نظامی خطاب به انسان گوید:

دور تو از دایره بیرون تر است
از دو جهان قدر تو افزون تر است

در کتاب "در قلمرو زرین" و نیز در کتاب "در صحبت مولانا" در گوشه و کنار آن به این نکته مکرر اشاره شده است که آدمی به تعبیر شکسپیر موجودی شگفت و نامتناهی است و هیچ حد و مرزی برای پرواز او وجود ندارد.

 

سوال37  : من به هيچ گروهي گرايش ندارم و هدفم را از آفرينش و بودن نمي دانم و همچون آونگي معلق هستم. شما چگونه من را راهنمايي مي كنيد؟

پاسخ: زهی سعادت که به هیچ گروه و فرقه ای گرایش ندارید و در بند اندیشه های خاصی نیافتاده اید و می توانید مستقیماً فطرت الهی خود را به کمک بطلبید که پیر مغان شما و خضر راه شماست. شما با تمام وجود احساس می کنید که عاشق زیبایی و دانایی و نیکویی هستید و دلتان می خواهد هر چه بیشتر از این سه گوهر برخوردار شوید پس روشن است که باید دنبال کسب معرفت و کسب هنر و رسیدن به خلق خوش و مهربانی و وظیفه شناسی و فضیلتهای دیگر اخلاقی باشید چون از دیگران همین انتظار را دارید . بنابراین تکلیف شما روشن است خداوند شما را برای رسیدن به کمال آفریده است و مسیر را نیز در فطرت شما نهاده است . البته مطالعه کتابهای خوب و رسیدن به حضور بعضی بزرگان می تواند چراغ فطرت شما را روشن تر کند.

 

سوال38  : نظر شما در خصوص حجاب چيست؟

پاسخ: شما می توانید به قطعه 231 از کتاب "در صحبت قرآن" مراجعه نمائید و بخصوص نظر مولانا را در تمثیل حجاب بخوانید. حجاب در اصل یک توصیه ایمنی است و برای حفظ زن از خطرات احتمالی وضع شده است.

 

سوال39  : كتاب تاريخ تمدن در ليست كتابهاي مورد تائيد شما در وب سايت رسمي نيست. آيا خواندن آنرا توصيه مي كنيد؟

پاسخ : تاریخ تمدن توسط شخصیتهای گوناگون و به زبانهای گوناگون در جهان بسیار است از جمله تاریخ تمدن اسلام به قلم گوستاو لوبون . تاریخ تمدن 11 جلدی ویل دورانت نیز کتاب ارزشمندی است. البته ترجمه فارسی آن همه جا به مرتبه کمال نیست و اگر بتوانید متن انگلیسی آن را مطالعه کنید بهتر است. در عین حال کتابهای خوب کتابهایی است که مایه رشد و روشنایی می گردد اما ضرورت ندارد که خواننده با همه مطالب آن موافق باشد و آنها را بپذیرد اما خواندن کتابهای بزرگ که مجموعه ای از آنها را در سایت خود آورده ایم توسط بزرگان جهان توصیه شده است. تاریخ تمدن ویل دورانت نیز مشمول همین قاعده است.

 

سوال40  : چرا دانته یکی از بزرکترین فیلسوفان اروپا وجهان ، نبي اكرم و دانشمندان مسلمان ایرانی را در جهنم به بدترین شکل ترسیم کرده است؟

پاسخ : بزرگی دانته در شعر و شاعری است و او را در کنار شکسپیر و هومر از بزرگترین شخصیتهای ادبی جهان می شناسند. آنچه در کتاب او مهم است این است که او جایگاه بدان و بدکاران را در جهنم نشان داده است و هیچ کار خوبی را به عواقب جهنم و برزخ گرفتار نکرده است. پیام کلی او در آیه زیر از قرآن خلاصه می شود:

و من یعمل مثقال ذره خیرا یره
و من یعمل مثقال شرا یره

در این کتاب عموماً اشتباه در حکم نیست اما اشتباه بيشتر در تشخيص مصداق است كه اغلب ناشي از تبليغات سوء برخي متوليان متعصب مسيحي بوده است . البته آنچه شما اشاره کردید نشان نقصان او در شیوه نگرش به عقاید مختلف است اما از عظمت کار او در حفظ میراثهای فرهنگی مسیحیت نمی کاهد. ضمناً ما مکرر اشاره کرده ایم که مطالعه کتابهای بزرگ مایه رشد و روشنایی است اما ضرورتی ندارد که خواننده همه مطالب آن کتابها را پذیرا شود اما مطالعه آنها توسط بزرگان جهان توصیه شده است.

 

سوال41  : محبوبترين آيه شما در قرآن و محبوبترين غزلها و مهمترين توصيه هاي شما چيست؟

پاسخ : توصیه اینجانب این است که شما با کتابهای جوانان و فرهنگ جهانی که چهار جلد آن با عنوانهای "در صحبت سعدی" ، "قلمرو زرین" ، "در صحبت مولانا" و "درصحبت قرآن " است آشنا شوید زیرا در این کتابها من مجموعه ای از محبوبترین قطعات ادب فارسی و انگلیسی و همچنین محبوبترین آیات قرآنی را گرد  آورده ام . از اینرو گمان دارم اگر این کتابها را بخوانید از شیوه نگارش می توانید خودتان به بهترین ها دست یابید زیرا ممکن است چندین بهترین وجود داشته باشد که هر یک به جهتی بهترین هستند برای مثال فقط یک آیه از قرآن را که شاید بیشترین حکمت علمی و عملی در آن مندرج باشد ذکر کنم و آن آیه 110 سوره کهف است و شما را به خواندن تفسیر این آیه در کتاب در صحبت قرآن ، قطعه 169 با عنوان شرط رسیدن به دیدار خداوند توصیه می کنم.

 

سوال42  : براي كسي كه خودكشي مي كند بعد از مرگ چه اتفاقي مي افتد ؟

پاسخ : خودکشی کردن در بیشتر موارد گریز از معرکه زندگی است و ای بسا که گریزنده از امکانات و ثروت خود کاملا بی خبر است و نمی داند که بودنش تا چه اندازه سودمند است و این آگاهی پس از مرگ آکنده از پشیمانی خواهد بود. تجربه نشان داده که گریز از معرکه زندگی عموما نشان بی خبری از توانایی های موجود است . اگر آن گریزنده با دانایی مشورت کند آن دانا ممکن است او را چنان به زندگی خود مشتاق گرداند که حتی از قصد گریز شرمنده شود.
چه بسیار جوانها در افسردگی هستند و هنگامی که کسی آنها را از ثروت جوانیشان با خبر کرده ، چراغ هزار امید را در دلشان زنده کرده و با شوق به زندگی بازگشته اند. بخصوص نسل جوان امروز بیش از هر زمان نیاز دارد که بداند علی رغم همه مشکلات و محدودیت های نا معقول چقدر دستشان برای تجربه های بدیع و لذت بخش در زندگی باز است . البته جوان باید به پیروی از عقل با هر آنچه نامعقول است درگیر شود و در رفع آن بکوشد و اگر هیچ دلیل دیگری آدمی برای زندگی نداشته باشد همین کافی است که می تواند در راه روشن کردن چراغ خرد و دانایی و زیبایی و نیکویی قدمی بردارد.

 

سوال43  : مدتی است که بین دو راهی عجیبی قرار گرفته ام ، دو راهی سنت و مدرنیسم . زمانی پا در راه دین و فرهنگ خودمان می گذارم چیزهایی می بینم و مسایلی برایم پیش می آید که با خود فکر می کنم چرا مانند غربیان نباید زندگی کرد و چرا ما نباید مانند آنها آزادی داشته باشیم و قید و بندهای زیادی که در اینجا هست و نتوانسته جلوی خیلی از رذایل اخلاقی را بگیرد برای چیست و با خود فکر می کنم آنها که حکومت دینی ندارند از ما موفق تر بوده اند و شاید از لحاظ اخلاقی وقانونمندی از ما بهتر باشند اما از طرفی با خود می گویم که ما حداقل می خواهیم به احکام الهی عمل کنیم و شاید یک روز به آن برسیم یا شاید هم نرسیم.اما تکلیف امثال من چه می شود که در این جامعه زندگی می کنیم که اکثرا فقط شعار می دهند و در عمل چیزی وجود ندارد.

پاسخ : شما به درستی دریافت کرده اید که راه دین و اخلاق را هر کس باید به شوق خود اختیار کند و مسلما با اکراه کار دین راست نمی آید . شما بر طبق فطرت خود عمل کنید که شما را به زیبایی و دانایی و نیکویی فرا می خواند و در این اقلیم زیبایی و دانایی و نیکویی سنت و مدرن را تفاوتی نیست زیرا شما پیرو خرد هستید و خرد آنچه را خوب و پسندیده یابد چه از روزگار قدیم باشد چه در پدیده های مدرن می پذیرد . شما بهترین آنچه در سنتهای پیشین آمده از بزرگانی مانند حافظ و سعدی و مولانا بدست آورید و از فرهنگ غرب نیز با مطالعه آثار بزرگانی چون شکسپیر ، گوته و ویکتور هوگو و حتی برتراند راسل ( که ظاهرا گرایش دینی از خود نشان نمی دهد) بدست آورید و اطمینان داشته باشید که در قافله خوبان قرار دارید و هر چه می کنید و می گویید پهلوانانی چون فردوسی و سعدی و گوته و والت ویتمان بر پشت آن ایستاده اند . ریا و سالوس دینی پیوسته در جهان بوده است و آنچه از ریاکاران می توان آموخت همین است که ریا نوعی ستایش باطنی از خوبی های فطری و درونی است . آنکس که به حقوق مردمان تجاوز می کند و تظاهر به دادگری می کند معلوم است خود نیک می داند که عدالت بهتر از ستمگری است لذا ستمگری را پنهان می کند و دعوی عدالت دارد. هر چه انسانها بر راه خرد و فطرت الهی باشند مدعیان بیشتر رسوا می شوند و هر چراغی که شما روشن کنید تاریکی را لعن کرده اید و از خود و دیگران دور کرده اید.

 

سوال44  : شما فرموده ايد كه محور تمامي احكام عقل است ولي من احكام بسياري را مي توانم عنوان كنم كه بر پايه عقل نيست ولي انجام مي شود. شما چه توضيحي براي اين موضوع داريد؟

پاسخ : رسول فرموده است كه هر چه شرع به آن حكم مي كند عقل نيز آنرا تائيد مي كند و هر چه را عقل تائيد كند شرع نيز بر همان نظر است. رفتارهاي آدمي در پيش خداوند با عقل او سنجيده مي شود و هر كس نسبت به عقل تعهد دارد و هر گونه عقاب و ثوابي بر مبناي درك و فهم فطري و خرد آدمي است و پيامبر فرموده است اگر حديثي يا دستوري از من شنيديد با عقل و قرآن بسنجيد اگر موافق نبود كنار بگذاريد. اينجانب در كتاب در صحبت قرآن چندين جا درباره هماهنگي احكام اسلامي با عقل مطالبي نگاشته ام.

 

سوال45  : نظرتان درباره نیچه و نظریات او چیست؟ بهترین اثر او کدام است؟

پاسخ : نيچه از متفكران بزرگ جهان است و مطالعه آثار او به خصوص "چنين گفت زرتشت" و كتاب "وراي خير و شر " مي تواند در رشد فكري و فرهنگي خواننده تاثيرات مثبتي داشته باشد . بايد افزود كه توصيه مطالعه كتابهاي بزرگ بدين معني نيست كه هر چه در آن كتابها آمده مورد پذيرش است.

 

سوال46  : راه رسیدن به خودشناسی و پیدا کردن راه موفقیت در زندگی از نظر شما کدام است؟ لطفا كتابي معرفي فرمائيد.

پاسخ : در اين زمينه مطالعه كتاب "در صحبت مولانا" و يا وسيع تر از آن متن كامل مثنوي و آثار ديگر مولانا مي تواند بسيار سودمند باشد. همچنين كتاب پيامبر اثر جبران خليل به ترجمه اينجانب و يا هر ترجمه ديگري كه بپسنديد شما را به شناخت خودتان نزديك مي كند و نيز مطالعه آثار اريك فروم در اين زمينه بسيار سودمند است.

 

سوال47  : در مورد آيه 34 سوره نساء شبهه ای برایم پیش آمده که متاسفانه افرادی از این آیه سوء استفاده می کند و زنان را مورد تعرض قرار می دهند و در کنار آن هم کسانی که با قرآن مشکل دارند به این آیه اشاره می کنند. نظر شما در اين خصوص چيست؟

پاسخ : محققان قرآن شناس كه با مبناي جامعه شناسي نيز آشنايي دارند عموماً بر اين باور هستند كه اين آيه در حقيقت نهي از زدن و تنبيه زنان است كه در زمان رسول تا به امروز همچنان در جوامع گوناگون رواج داشته و دارد. مسلماً آنچه خداوند خواسته است نفي تنبيه است نه اقدام به آن و در سيرت رسول خداوند نيز هيچ كجا نيامده است كه رسول حتي در يك مورد همسري را مورد تعرض قرار داده باشد . در كتاب "در صحبت قرآن" مي توانيد با مراجعه به فهرست آن مطالبي را درباره برابري حقوق زن و مرد و ضرورت رفتار نيكو و پسنديده با زنان مطالعه كنيد.

 

سوال48  : چه كنيم كه قرآن بر ما نيز نازل شود؟

پاسخ : چنانكه قرآن بر حضرت محمد در ايام صيام وارد شده است ما نيز اگر از هواهاي نفساني و خود خواهي ها و اغراض شخصي روزه بگيريم آن آيات بر دل ما وارد خواهد شد. چون خواندن يك چيز است و وارد شدن در دل يك چيز ديگر. و آن فرشتگان كه در شب قدر مي آيند در هر يك از شبهاي سال ممكن است براي شما كه دنبال زيبايي و دانايي و نيكويي هستيد هديه هايي از هنر و علم و اخلاق بياورند.

 

سوال49  : بسیار سعی می کنم تا با زیبایی ، دانائی و خوبی به سیر و سلوک بپردازم ولی فکر می کنم شیطان هر بار مرا عقب تر از قبل می برد.  فقط وقتی می فهمم که می بینم دور ترم. من می خواهم باز هم به سمت خالقم بروم.
لطفا کمکم کنید

پاسخ : خالق شما كه شوق رفتن به سوي او داريد سرچشمه زيبايي و دانايي و نيكويي است و هر چه شما به سوي اين سه فرشته سفر كنيد بيشتر و بيشتر به آفريدگار خود نزديك خواهيد شد در مورد گناه نيز از خود بپرسيد كه من در اين گناه آزارم به چه كسي خواهد رسيد و اگر صادقانه مي بينيد كه در سوداي آزار هيچ كس نيستيد با گامهاي محكم به جانب همان زيبايي و دانايي و نيكويي حركت كنيد و شما را در اين راه زياني از شيطان نخواهد رسيد . شيطان چيزي غير از زشتي و ناجوانمردي و دروغ و آزار خلق و تكبر و حرص و آز و تجاوز به حقوق ديگران و امثال آن نيست و بديهي است كه شما جوياي اين اوصاف شيطاني نيستيد پس به سوي همان سه فرشته زيبايي و دانايي و نيكويي سير كنيد و نگران چيزي نباشيد.

 

سوال50  : من در دوران جوانی به سر می برم ولی بی هویتم  وهنوز نتوانستم ایمان و اعتقاد محکم و درستی داشته باشم وکاملا به همه چیز شک دارم از شما تقاضا دارم به عنوان یک استاد اینجانب را راهنمایی فرمایید.

پاسخ : هويت انساني شما همان است كه هزاران فرشته به فرمان خداوند در برابر او سجده كرده اند و اين كنايه است از آنكه خداوند هزاران نيرو و هزاران خدمت گزار طبيعي را در وجود ما به وديعه گذاشته است . از اينرو اگر شما به فطرت و سرشت طبيعي خود نظر كنيد در مي يابيد كه چراغ سه عشق در قلب شما پيوسته روشن است و شما را به سوي همه خوبيها و كمالات هدايت مي كند . نخست عشق به زيبايي كه در همه آدميان هست و اين عشق كه به زيبايي داريم و لذتي كه از مشاهده زيبايي مي بريم ما را دعوت مي كند كه به سوي هنرها روي آوريم و به تدريج بيشتر و بيشتر زندگي خود را از زيبايي و هنر همچون شعر و موسيقي و نقاشي آكنده كنيم. دوم عشق به دانايي است كه شما را به دانستن هر چه بيشتر از اسرار عالم دعوت مي كند و چه خوشتر آنكه آدمي به دنبال دانش برود و به گفته فردوسي :

به گفتار دانندگان راه جوي
به گيتي بگرد و به هر كس بگوي

و سوم عشق به خوبي و جوانمردي و راستي و انصاف و محبت و خدمت به خلق و خلق خوش كه همه ما از اين اوصاف لذت مي بريم. بنابراين همين لذت بردن ما را دعوت مي كند كه چنين باشيم. بنابراين شما در ذات خود ايمان به همه خوبيها و زيبائيها داريد . قدم برداريد و به بوي خوش آن سرو خرامان برويد.

 

سوال51  : من جوانی هستم كه نمی خواهم زندگی یکنواختی داشته باشم . خانواده من از لحاظ فرهنگی و مادی در سطح پایین هستند. آیا من با توجه با امکانات پایین می توانم برای خودم و اطرافیانم مفید باشم؟

پاسخ : البته كه مي توانيد . زيرا از چندين گنج برخورداريد يكي گنج سلامتي جسم و يكي گنج سلامتي روان و يكي گنج جواني و مهمتر از همه گنج عشق به خوبي و خدمت كردن كه در سوال شما ديده مي شود . بنابر اين با بهره گيري از اين گنجها مي توانيد به تدريج به سه ارزش جهاني كه زيبايي و دانايي و نيكويي است نائل شويد و ديگران را نيز بدان بخوانيد.
مي توانيد سه برنامه براي زندگي خود ترتيب دهيد كه موضوع آنها به ترتيب زيبايي و دانايي و نيكويي باشد و در پايان هر روز از خود بپرسيد كه من در راه رسيدن به زيباييها و هنرها چه كرده ام و همين سوال را در مورد دانايي و نيكويي داشته باشيد و بكوشيد كه پاسخهاي افتخار آميزي به اين سوالات بدهيد.

 

سوال52  : از چه روش یا روشهای برای بالا بردن تمرکزم استفاده کنم؟

پاسخ : براي تقويت تمركز بايد هر چه بيشتر عشق را در خود پرورش داد ، عشق به آنچه خوب و زيباست علاوه بر تمركز ، حافظه انسان نيز در اثر عشق افزون مي شود زيرا آنچه را دوست مي دارد با شوق و رغبت و به آساني در ذهن نگه مي دارد.

 

سوال53  : مجرد هستم و خواهان یک همراه موافقی هستم که مسیرش با مسیر من یکی باشد و او نیز صاحب کمالات باشد و روحیه اش نیز با من هم خوانی داشته باشد ، چه بايد كرد؟

پاسخ : اين سوال نيازمند توضيحات و تفصيلات بيشتري هست كه شما را به مطالعه كتاب "پيامبر" اثر جبران خليل جبران و نيز آشنايي بيشتر با مثنوي مولوي (كتاب در صحبت مولانا) دعوت مي كنم و نيز مجموعه اي چند از سخنرانيهاي اينجانب به صورت CD منتشر شده كه بعضي از آنها بخصوص توصيه هايي درباره ازدواج و آشنايي و دوستي آمده است  ( به بخش آثار صوتي و تصويري سايت مراجعه كنيد).

 

سوال54  : معنای رزق و روزی که در قران آمده چیست و اینکه خداوند در قران فرموده ما بعضی از شما را تنگ روزی و برخی از شما را وسیع روزی می کنیم  در ارتباط با  تلاش انسان برای کسب درآمد چگونه تفسیر می شود.مثلا آگر خداوند نخواهد من وسیع روزی باشم یعنی من هرچه تلاش کنم نمی تونم درآمد کسب کنم و کارم با شکست رو به رو مي شود؟

پاسخ : بحث جبر و اختيار و قضا و قدر پيوسته در طول تاريخ معركه آراء و نظريات گوناگون بوده است و قرنهاست كه طرفين اين گفتگو يعني جبريان و اختياريان نتوانسته اند يكديگر را كاملاً قانع كنند.

در ميان جبري و اهل قدر
همچنين تا حشر بحث است اي پسر

اما بزرگان جهان كه به هيچ يك از دو جانب ميل نكرده اند بلكه در هر دو طرف حقيقتي مي بينند گويند كه ما از مشيت الهي بي خبريم و نمي دانيم كه روزي ها را وسيع خواسته اند يا تنگ اما مي دانيم كه در اين عالم قوانيني حاكم است و اگر در راهي تلاش كنيم بدون اثر نخواهد بود اي بسا كه خداوند خواسته باشد تا از مجراي تلاشهاي ما ، ما روزي بيشتر بخشد . بنابراين ما تلاش خود را به جا مي آوريم و منتظر رحمت خداوند هستيم . اما تاكيدي كه بعضي از قديسان بر مبناي خود قرآن روي اين نكته كرده اند كه ما بايد روزي را از جانب خداوند بدانيم بدين خاطر است كه اگر هدف آدمي از كار صرفاً كسب روزي بيشتر و بيشتر باشد ممكن است هزار انديشه اهريمني به او روي آورد و به خاطر زر، تزوير كند و دروغ بگويد و به مال ديگران تجاوز كند در حاليكه اگر كار را به عنوان وظيفه بر خود بشناسد آنرا به كمال انجام مي دهد و خداوند هم به او روزي دلخواه را مي بخشد . همه ما دائما از محصول كار ديگران بهره مي گيريم از تلفن همراه كه در جيب ما است و جام جهان نما(تلويزيون) كه در پيش روي ما است و هواپيما كه بر فراز سر ما پرواز مي كند و رايانه اي كه به وسعت دريا ها آگاهي و اطلاع در اختيار ما مي گذارد همه محصول كار ديگران است. پس ما نيز بايد كاري كنيم كه به درد ديگران بخورد و بايد شرمنده باشيم اگر از سفره جامعه اين همه بهره گيريم و خود هيچ طعامي بر آن سفره نگذاريم . بنابراين ما كار را براي كسب روزي نمي كنيم بلكه وظيفه و تعهد اجتماعي خود را به جا مي آوريم و آنگاه در دل معتقد هستيم كه خداوند به ما كمتر يا بيشتر روزي خواهد داد. اين اعتقاد مي تواند جامعه اقتصادي جهان را از هزاران آلودگي پاك گرداند.

 

سوال 55  : در داستان حضرت  یوسف  می خوانیم که زلیخا  زنان مصری را جمع کرد و به هریک کارد و ترنج داد و زنان مصری بعد از دیدن جمال حضرت یوسف دست خود را بریدند. جمال حضرت یوسف گوشه ای از جمال خدا است. کجای کار من به عنوان بنده خدا  ایراد دارد که مثل زنان مصری محو جمال و زیبایی خدا نمی شوم؟

پاسخ : درك زيبايي در اطوار گوناگون و حساسيت انسانها نسبت به آن متفاوت است ، يكي مانند سعدي مي گويد:
مرا شكيب نمي باشد اي مسلمانان    ز روي خوب "لكم دينكم ولي دين"

يا در جاي ديگر مي فرمايد:

در من اين است كه صبرم ز نكو رويان نيست      زرق نفروشم و زهدي ننمايم كان نيست

و يكي ديگر حساسيت چنداني نسبت به زيبايي ندارد ، نگاهي مي اندازد و مي گذرد . بزرگان جهان اتفاق نظر دارند كه هر چه حساسيت نسبت به زيبايي بيشتر باشد شخص به عالم كمال و خوبي و شكوه انساني نزديكتر مي شود زيرا نهايت همه خوبيها روي در زيبايي دارد و خوبي چهره باطني معناي زيبايي است كه در حضرت يوسف هنگام بخشيدن خطاي برادران ظاهر گرديد. از اين رو توصيه شده است كه آدميان هر يك بر حسب استعداد به آموختن هنري بپردازند تا ذوق زيبايي در آنها تقويت شود واز هنرها بيشترلذت برند و از همه زيبائيها بيشتر برخوردار شوند. و اگر استعداد هيچ هنري در خود نمي بينند دست كم مي توانند به هدايت انسان صاحب ذوقي با شاهكارهاي هنري آشنا شوند . موسيقي هاي خوب را بشنوند ، نقاشي هاي ممتاز جهان را مشاهده كنند و اشعار لطيف شاعران جهان را بخوانند. زيبايي ستاره درخشاني است در آسمان جان آدمي كه با نظر كردن به آن مي توان راه را شناخت و به سوي مقصد پيش رفت.

 

سوال56  : آیا  راهی را برای خودشناسی می توانید معرفی کنید یا حتی کتابی را ؟ منظورم همان خودشناسی توام با حس درونی است  و اینکه آیا راهی برای رسیدن به آرامش درونی وجود دارد؟

پاسخ : يكي از كتابهايي كه به زبان پارسي در اين زمينه ترجمه شده است كتابي است با عنوان "اعتماد به نفس" كه توسط مرحوم دشتي ترجمه شده و نسبتاً قابل اعتماد است . خواندن اين كتاب ممكن است بتواند تا حدودي شما را راهنمايي كند و چنانكه زبان انگليسي مي دانيد البته كتابها و مقالات گسترده تري در اين زمينه مي توانيد مطالعه كنيد . يكي از بهترين مقالات در زمينه اعتماد به نفس به انگليسي مقاله معروف Self Reliance اثر امرسون آمريكايي است كه خواندن آن توصيه مي شود.

 

سوال57  : من دچار وسواس فکری و افسردگی شده ام و همه چیز برايم بیهوده است. لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ : چه بسيار وسواسها و افسردگي ها محصول آن است كه آدميان از ثروتهاي دروني خود بي خبر هستند. ثروتهايي همچون سلامت و برخورداري از پدر و مادر و فضاي خانواده يا ثروتهاي فكري و استعداد هاي علمي و هنري و مهمتر از همه ثروت عمري كه در پيش است و هزار امكان و فرصت به آدمي عرضه مي كند. شما نيز از اين گونه گنجها بي نصيب نيستيد . بايد تلاش كنيد كه امكانات موجود خود را بهتر ارزيابي كنيد و بيشتر قدر بدانيد . شما در عصري زندگي مي كنيد كه انسان به پادشاهي رسيده است ما از اعجوبه اي چون موبايل برخورداريم و جام جهان نمايي چون تلويزيون و رايانه و شبكه ارتباط جهاني در اختيار داريم . امروز همه كتابهاي خوب جهان و همه موسيقي ها و نقشها و رنگها و موزه هاي جهان با اشارت انگشتي در اختيار شما است . اگر از چيزهايي محروم هستيد از هزاران چيز نيز برخورداريد . اگر به اين ثروتها بينديشيد و موهبت دوستي و رفاقت با نزديكان و عزيزان خود را بر آن بيافزاييد اي بسا كه از وسواس و افسردگي به كلي دور مي شويد و شور و شوق زندگي و انگيزه كار و نشاط و فعاليت در شما افزون شود.

 

سوال58  : سوال من در رابطه با قبولی دعا هست.چرا برخي مواقع هر چند با خلوص نيت دعا مي كنيم دعاي ما اجابت نمي شود؟

پاسخ : دعا اين نيست كه از خدا بخواهيم كاري را براي ما و به جاي ما انجام دهد بلكه دعا بسيج همه نيروهاي دروني است براي رسيدن به مقصودي كه آن مقصود از خير و خوبي و حقيقت برخوردار است. بنابراين هر دعايي يك دستور العمل است كه چنين بايد كرد و چنان نبايد كرد و بدين سان ما در هر دعايي وظيفه اي بر دوش داريم كه بايد انجام دهيم و آنگاه منتظر رحمت خدا باشيم و چه بسيار باشد كه آنچه از خدا مي طلبيم در صلاح و خير ما نيست و اين خود سعادتي است كه آن دعا به جايي نرسد . البته خدا بندگان را به گونه هاي مختلف در زندگي مي آزمايد تا در اين آزمايشها فرد پخته تر و آگاه تر شود و نهايتاً از خود به خدا برسد.

 

سوال59  : میخواهم بدانم که نظر شما درباره فراماسيون چیست، نمی دانم باید با دشمن بیرونی جنگید یا با دشمن دروني ؟

پاسخ : اگر ما جنگ درون را كه حقيقت جنگ با اهريمناني چون تكبر و خودخواهي و حرص و آز و حسد و غرور و خودنمايي و رياكاري و بي انصافي است با موفقيت به اتمام رسانيم رابطه ما با بيرون نيز مشخص خواهد شد و خواهيم دانست كه در بيرون نيز بايد همين گونه با اهريمنان مبارزه كنيم الا آنكه اين مبارزه به صورت جنگ متقابل اغلب ميسر نيست زيرا اهريمنان خود را تا دندان براي جنگ و كشتار آماده كرده اند و رحم و شفقتي نيز ندارند. آنچه ما مي توانيم به تدريج به آنها بدهيم فرهنگ و آگاهي و عبرت است از راه گفتن و نوشتن و بيش از همه از راه نشان دادن نمونه يك انسان خوب. سلاح هاي ديگر چون تبليغات و توپ و تانك نزد ايشان به وفور وجود دارد بنابراين امروز در جهان بايد با جهل و تعصب از راه روشن كردن چراغ معرفت و محبت مبارزه كرد ، بدون كينه خواهي و فقط براي آنكه انسانهاي اهريمن خو را به جانب خوبي باز گردانند .

بدين روش اگر افراد بسياري به مبارزه برخيزند با صلاح خوبي و نيكويي و ارائه نمونه هاي انسان محبوب و پسنديده و پرهيز از پيوستن به ظالمان و دوري از بدكاران و بدانديشان اي بسا كه جهان روي در صلاح كند و كارها به سامان تر شود. البته خداوند وعده كرده است كه بدان را به جزاي اعمالشان خواهد رساند اما نبايد كارها را به خدا واگذار كرد و از مسئوليت شخصي گريخت بلكه ما بايد هرچه از دستمان بر مي آيد در جهت تعاون در كار خير و عدم شركت در هر گونه بدي انجام دهيم و اگر اهل قلم و زبان هستيم نيز آن قلم و زيان را در همين راه به كار اندازيم.


سوال 60:  چندين سال است كه كتابهاي شما را مي خوانم و به سخنرانيهايتان گوش مي دهم و لذت مي برم. مدتي است كه شبكه چهار سيما سخنرانيهاي تكراري از شما پخش مي كند. آيا مي توانم در يكي از سخنرانيهايتان شركت كنم؟
پاسخ: تلويزيون ايران برخي سخنرانيهاي ضبط شده در دانشگاه ها و مراكز گوناگون در داخل و خارج كشور را تهيه كرده و آرشيوي از سخنرانيهايم را دارد كه در هر زمان بنا به تشخيص خود و بدون اطلاع يا هماهنگي قبلي با اينجانب اقدام به پخش قطعاتي از آنها مي كند كه معمولاً كوتاه تر از اصل سخنراني است. از دي ماه 1387 به بعد هيچ سخنراني داخل كشور نداشته ام و بيشتر وقت خود را صرف نوشتن كتاب كرده ام و در آينده نزديك نيز قصد سخنراني ندارم.

سوال  61: نظر شما در مورد ابيات ذيل چيست؟

آن خطاط سه گونه خط نوشتي
يكي او خواندي ، لاغير
يكي هم او خواندي هم غير او
يكي نه او خواندي نه غير او
آن خط سوم منم
که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من

پاسخ: در دوران اخیر کتابی با عنوان خط سوم درباره زندگی و آثار و نظرات شمس تبریزی به قلم دکتر ناصر الدین صاحب زمانی نوشته شده است . ظاهراً در انتخاب عنوان با توجه به توضیحاتی که نویسنده درباره آن داده اشتباهی رخ داده است . برداشت نویسنده کتاب این بوده است که آن خطاط که سه گونه خط نوشتی خداست و خط سوم که نه خود خوانده و نه غیر آن شمس تبریزی است در حالیکه با دقت نظر در بیانات خود شمس روشن می شود که آن خطاط شمس تبریزی است که سه گونه مطلب می گوید یکی آنکه ....الی آخر. و عبارت آن خط سوم منم در بیان شمس نیامده است بلکه در آنجا آمده است آن ، منم و نویسنده آنرا به خط سوم تعبیر کرده است و در پرانتز آورده است در حالیکه مقصود از آن همان خطاط است.

سوال   62: شما در یکی از اشعارتان گفته اید :
آنچه حق آموخت آدم را ز اسماء جمال و آنچه آدم خواند بر افرشتگان دانم که چیست
منظور از اين بيت چيست؟ یعنی حضرت حق تمام احوالات ,علوم و اسرارعالم و... را به انسان آموخت وسپس به اراده او انسان آنها را فراموش کرد و او در این عالم مثلا با یادگیری علوم سعی در یادآوری آنها دارد ؟ آیا معنی انسان کامل این است که او تمام این اسما را به یاد آورده است؟

پاسخ: نظريه تذكر در علم بدين معني كه انسان به مقتضاي ذات و آدميت در آغاز آفرينش همه چيز را مي دانسته و در اين عالم از طريق مطالعه و شنيدن سخن حكيمان خاطرات پيشين خود را به ياد مي آورد ، از افلاطون است و بسياري از حكماي اسلامي و عرفا نيز اين نظريه را تائيد كرده اند و اينكه خداوند همه اسماء را به آدم آموخت چنين تفسير شده است كه در فطرت آدميزاد كه همان فطرات الهي است جوهر همه علوم و معارف نهاده شده و هر چه انسان بيشتر احوال فطرت را به ياد آرد به انسان كامل نزديكتر است و مي توان گفت هر انساني گوشه اي را به ياد مي آورد و به طور كلي انسانيت با اينگونه يادآوريها در مسير رشد و تكامل است.شيخ محمود در گلشن راز مي فرمايد:
در آن روزي كه گِلها مي سرشتند
به دل در قصه ايمان نوشتند
كلام حق بدان گشته است منزل
كه يادت آورد از عهد اول

سوال   63: آیا امكان دارد در راه عرفان اسلامی موجودات غیر ارگانیک از قبیل جن و ارواح سرگردان به انسان حمله کرده و او را در معرض وسوسه ها و بیماریها قرار دهند تا از پیشروی انسان در مسیر کمال جلوگیري کنند؟

پاسخ: ارواح و اشباح و اجنه و حتي فرشتگان و جبرييل و ميكائيل همه بخشي از وجود آدمي را تشكيل مي دهند و چنين نيست كه موجوداتي شرير و بدخواه از بيرون به سالك راه حمله كنند بلكه هر وسوسه و بيماري از نفس آدمي سرچشمه مي گيرد و از درون به آدمي حمله مي كند مانند حرص و تكبر و حسد و آز و طمع كه همه ديوها و غولهاي راه سالكند . به همين جهت مبارزه با نفس كه همان خودخواهي است شرط اصلي سير و سلوك به سوي خدا است و جز همان نفس دشمن ديگري مزاحم راه نخواهد شد.
نفس كشتي باز رستي ز اعتذار
مر تو را دشمن نماند در ديار (مثنوي)

سوال  64: منظور از آيه زير چيست؟
صبغة اللّه و من احسن من اللّه صبغة؛ رنگ آمیزی خداست  و هیچ رنگی خوشتر از ایمان به خدای یکتا نیست

 پاسخ: مقصود از رنگ آميزي خداوند اصالت و جوهريت آفرينش است كه به بهترين رنگ و صورت متجلي شده است. خلعت طاووس رنگ خداست و گل سرخ و سبزه و چمن زار و ماه و خورشيد همه رنگهاي خداوند هستند و هر آنچه خداوند آفريده است داراي فطرت و سرشتي است الهي كه از اصالت برخوردار است اما به تعبير مولانا آن شغالي كه در خم رنگرزي رفته و آب و رنگي پيدا كرده است و ادعاي طاووسي مي كند ، دعوي باطل مي كند .
خلعت طاووس آيد زآسمان
كي رسي از رنگ و دعوي ها بدان (مثنوي)

سوال   65:میخواستم بدانم منظور از من چیست؟ یا مرجع من کیست؟ ما وقتی از خود صحبت می کنیم می گوییم دست من چشم من ولی واقعا این من چیست که با ما غریب است برخی میگویند روح ماست ولی ما وقتی از روح هم صحبت میکنیم میگوییم روح من یعنی روحی که مال من است.حال سوال اینجاست این من که برای من خیلی غریب و گاهی دردسر ساز و ناشناخته است چیست؟ ایا نفس ماست یا ودیعه ای که خدا در وجود ما گذاشته یا وجود ماست و از کجا امده و معلول کدام علت است؟
پاسخ:  من" از رازهاي آفرينش است و هر كه او را بشناسد خدا را نيز خواهد شناخت. مي توان گفت كه من سايه اي از وحدت خداوند است يا همان نفسي است كه خداوند در آدمي دميده است . در كتاب گلشن راز كه طي آن به بيست سوال از پرسشهاي علماء خراسان پاسخ داده شده است يكي همين پرسش از "من" است كه چيست.
كه باشم من مرا از من خبر كن
چه معني دارد اندر خود سفر كن
پاسخ شيخ محمود اين است :
چو هست مطلق آيد در اشارت
به لفظ من كنند از وي عبارت
حقيقت كز تعين شد معين
تو او را در عبارت گفته اي من
من و تو عارض ذات وجوديم
مشبكهاي مشكات وجوديم
توضيح اين ابيات در مقدمه كتاب گلشن راز نوشته اينجانب به اختصار آمده است.
 

سوال  66: با توجه به یگانگی وجود خداوند آیا میتوان علم (عقل) و عشق را از هم جدا دانست؟ اگر نمی توان ، پس چرا همه جا صحبت از ناتوانی عقل در مقابل عشق است؟

پاسخ: عقل وعشق مانند همه اوصاف ديگر آدمي از آفريدگار يگانه جهان سر چشمه مي گيرد و چون در ذات پروردگار دوگانگي نيست به ناچار بايد گفت در ذات او عشق و عقل درهم آميخته اند و يك حقيقتند الا آنكه در انسان مراتب ادراك آدمي را در هوشياري و آگاهي عقل خوانده اند و در وجد و مستي و بي خويشي عشق مي نامند. عشق مرتبه مستي عقل است:
عقل در آن دايره سر مست ماند            عاقبت از صبر جمله تهي دست ماند
ديوانگان خود را مي بست در سلاسل   هر كجا كه عاقلي بود اينجا دم از جنون زد (سعدي(
و عاقل ترين عاقلان كسي است كه عاشق شود و توان گفت آنها كه عاقل بودند ديوانه شدند و عاشق شدند. آنها كه عقل نداشتند يا عقل ايشان در مراتب نازله قرار داشت هرگز به عشق حقيقي نرسيدند. اگر چه عشق را در مراتب نازله با همان عقل ناقص مي توانند درك كنند.

سوال  67: منظور از شفاعت چيست؟ مگرمي شود انساني گناه كرده وبه خاطرزيارت قبور ويا توسل به ائمه گناهش بخشيده شود پس عدالت الهي دراينجا چگونه مطرح مي شود ؟

پاسخ: معناي واقعي شفاعت برخورداري انسان از انگاره هاي زندگي قدسيان است و اگر ايشان واسطه مغفرت گناهان شوند بدين معنا است كه به واسطه پيروي از هدايت آنان آدمي مورد رحمت پروردگار قرار گيرد. در قطعه شماره 148 در كتاب "در صحبت قرآن" در دو صفحه اول اشاره اي به معناي شفاعت كبري پيامبر شده است اگر علاقه مند باشيد مي توانيد به آن متن مراجعه فرمائيد.
معناي توسل به ائمه جز اين نيست كه ما از شيوه زندگي و سخنانشان بهره گيري كنيم و در حقيقت با توسل به سيره و خلق و خوي ايشان ما نيز به فضيلتي دست يابيم.
 

سوال  68: آیا شما عرفان حلقه را قبول دارید و آیا اصلا صحیح است که در فعالیتهای این گروه مثل فرادرمانی شرکت کنیم یا نه؟

پاسخ: توصیه اینجانب به پرسندگان اینگونه سوالات پیوسته این بوده است که آدمی بهتر است در هیچ حلقه و گروه و دسته ای خود را محدود نکند بلکه به هدایت فطرت خویش و فرهنگ جهانی و در راه راست حرکت کند و هر دسته و گروهی نیز اگر سخن حقی داشته باشد که با عقل و منطق سازگار باشد بپذیرید.

 

سوال  69: آیا شما به پیشگوئی به هر طریق اعتقاد دارید؟

پاسخ: در قرآن آمده است که هیچ کس غیر از خدا غیب نمی داند و توصیه بزرگان این بوده است که ما بیش از آنکه به پیشگویی ها گوش فرا دهیم بدنبال شناخت عوامل مختلف حوادث باشیم و راه درست را بر گزینیم و خود را مسئول کارهای خود بدانیم و این شیوه برای پیشرفت بشر در علم و هنر و اخلاق همیشه کارگشا بوده است. در عین حال امکان اینکه درباره حادثه ای بتوان پیشگویی کرد در این عالم شگفت انگیز دور از باور نیست اما چنانکه اشاره شد بهتر است با چراغ عقل و دانش پیش رویم زیرا تاریخ نشان داده است که چه بسیار سخنان نادرست و بی مسئولیت در گفتار پیشگویان آمده و راه به جایی نبرده است. گویند انوری شاعر معروف که منجم نیز بوده است پیشگویی کرده بود که در فلان روز معین بادهای سخت و طوفانهای سهمگین خواهد وزید و شهر را به ویرانی خواهد کشید در حالیکه در همان روز مردم به پشت بامها رفتند و شمع بدست گرفتند و هوا چنان آرام بود که حتی شمعی خاموش نشد. شاعری دو بیت زیر را درباره پیشگویی انوری سروده است:
گفت انوری که در اثر بادهای سخت
ویران شود سراچه و ملک سکندری
در روز حکم او نوزیدست هیچ باد
یا"مرسل الریاح" تو دانی و انوری

سوال  70: در سوره حجر آیه 39 که شیطان به خداوند می گوید به خاطر آنکه مرا گمراه ساختی انسانها را فریب خواهم داد. سوالم این است که آیا خدا شیطان را گمراه ساخت ؟

پاسخ: این بحث را نمی توان در چند جمله کوتاه روشن کرد. اگر علاقه مند باشید شاید بتوانید با مراجعه به توضیحات کتاب "گزیده فیه ما فیه" درباره نافرمانی شیطان مطالبی بخوانید و همچنین در کتاب "در صحبت قرآن" با مراجعه به فهرست اول آن می توان مطالب روشن تری در این زمینه بدست آورد.


سوال  71: آيا علم اکتسابی انسان(مثل ریاضیات، فیزیک،...  ) با او به آخرت منتقل می شود؟

پاسخ: علم حقیقی به تعبیر ملاصدرا از مقوله وجود است و آنکس که بیشتر بداند دایره وجودش گسترده تر می شود و در هر عالمی بعد از مرگ ظاهر شود این گستردگی و روشنایی با او خواهد بود مگر آنکه علم صوری و لفظی و سطحی در میان باشد که آن تاثیری در روشنایی کلی شخص ندارد و هدیه ای به او نمی دهد و با او همراه نخواهد بود
 

سوال  72: چگونه عاشق بشویم تا به هر جا بنگریم جز او نبینیم

پاسخ: در نیاید عشق در گفت و شنید       عشق دریایی کرانه ناپدید
توصیه ما این است که اگر مشتاق عالم عشق و محبت باشید با عاشقان جهان همچون مولانا و سعدی و حافظ و میلتون و گوته و هوگو از طریق آثارشان مصاحب شوید و آنها پاسخ سئوال شما را به روشنی خواهند داد.

سوال  73: اگر زندگی مانند نمایشنامه وانسانها بازیگران آن باشند خداوند برچه اساسی نقشها را توزیع کرده است؟

پاسخ: خداوند بر اساس علم جامع ازلي نقش هر موجودي را مقدر فرموده است همه از روي حكمت و همه از روي رحمت ، الا آنكه چون علم ما آدميان بسيار محدود است نمي توانيم درستي صحنه پردازي هاي شگفت او را دريابيم . فقط از راه عشق و تسليم است كه مي توان از نمايشنامه لذت برد و مانند مولانا گفت :
هركسي را بهر كاري ساختند      ميل آنرا در دلش انداختند
اما اينكه نقش اختيار در اين نمايشنامه چيست بحث بسيار گسترده و جذابي بوده است كه در طول تاريخ تا به امروز توسط فيلسوفان و متكلمان دنبال شده است و به نظر اينجانب همان ميلي كه مولانا گويد در دل هر كس انداخته اند اختيار ما است و اختيار ازلي نيز بر اين رفته است كه ما به اختيار خودمان نقشي را كه بايد ،‌در نمايشنامه عالم بازي كنيم.
 

سوال  74: چگونه می توان کینه ای را که از کسی در دلم آمده  از میان ببرم ؟

پاسخ: اگر آدمي بخواهد كينه ها را به طور كلي از دل براند بايد لبه تيز تيغ خشم و رنجيدگي را به جاي شخص به سوي صفات شخص گرفت . از تكبر بايد بيزار بود نه از متكبر و با ظلمت و جهل بايد كينه داشت نه با ظالم و جاهل . آنچه عين جهنم است اين صفات است و شخص مي تواند از هر صفتي به تدريج فاصله گيرد . بنابراين درست مانند مادري بايد عمل كرد كه صفات نامطلوب فرزندش را دوست ندارد اما فرزندش را دوست دارد و مي كوشد به نوعي او را به سلامتي كه از پيش داشته بازگرداند . شما نيز چنين كنيد و خداوند شما را ياري خواهد كرد.

 

سوال 75: در کتاب مقالات استاد این مطلب را خواندم كه انسان اگر با خود آشنا شود راز دو عالم را دریابد و عکس جمال بی چون را در آینه دل خویش مشاهده کند و محب و عاشق شود آنگاه محبوب و معشوق حق گردد. لطفاً توضيح فرمائيد چطور انسان مي تواند خود را بشناسد ؟

پاسخ: راه خود شناسي بسيار سهل و هموار است شما كافي است نگاهي به درون خود كنيد تا ببينيد كه شوق ها و ميل ها و گزينش ها و پسند هاي شما چيست و خيلي زود درخواهيد يافت كه شما پيوسته به دنبال سه چيز هستيد كه هر سه مورد پسند شما است يكي زيبايي است كه آنرا كم و بيش مي شناسيد . در طبيعت مشاهده مي كنيد در هنرها و به خصوص در موسيقي هاي اصيل جهان مي بينيد و نيز از چهره زيبا رويان و قد و قامت خوبان نيز شما را لذتي حاصل است. پس طبع شما بر گرايش به زيبايي است و از زشتي و پريشاني و آشفتگي پيوسته مي گريزيد . همچنين ميل شما به دانستن و كشف اسرار كردن است مي خواهيد رازهاي عالم را دريابيد مي خواهيد بدانيد ستاره و آسمان و زمين چيستند و اسرار پشت پرده طبيعت چيست . از اين رو شما عاشق دانايي هستيد . دانايان را دوست داريد و دانايي را و توانايي را كه حاصل دانايي است . و همچنين شما از خلق خوش و مهرباني و سخاوت و انصاف و جوانمردي و امثال اينگونه فضايل در خود و ديگران لذت مي بريد و از صفاتي چون كبر ، حرص و حسد و كينه و ظلم و ستم مي گريزيد . بنابراين شما عاشق نيكويي هستيد و اين سه عشق : عشق به زيبايي ، عشق به دانايي و عشق به نيكويي امانت الهي در وجود شما است و از راه اين سه عشق مي توانيد آهسته آهسته از راه علم و هنر و اخلاق به پروردگار خود نزديك بلكه شبيه شويد چنانكه هر كس شما را بيند ياد خدا افتد . از مهربانيتان و از خلق خوشتان و از دانايي تان و رفتار جميل و خوش آهنگتان . اين است معني نزديك شدن به خدا و محبوب خدا قرار گرفتن كه در واقع همراه با محبوبيت نزد بندگان خدا نيز هست.

 

سوال76   : در دعای کمیل میخوانیم :

خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که پرده عصمتم را میدرد ، خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که نعمت ها را تغيیر میدهد ، خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که مانع استجابت دعا میشود ، خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که بلا ها را نازل میکند ، لطفا توضيح فرمائيد كه اینها چه گناهانی هستند ؟

پاسخ:  اگر چه همه گناهان در نهايت به يك گناه بزرگ باز مي گردند و آن ظلم است و هر چند ظلم در چهره هاي متفاوت ظاهر مي شود و نامهاي متفاوت پيدا مي كند ولي همه در ماهيت ظلم مشتركند. چنانكه خداوند حتي گناه شرك را نيز از ماهيت ظلم دانسته و بزرگترين ظلم شمرده است. "ان الشرك لظلم عظيم" و نتيجه همه گناهان نيز يكي است كه آن محروميت از كمال و فضيلت و گرفتاري در بلاي دوري و مهجوري از پروردگار جهان كه معشوق عالميان است. اما علماي اخلاق اسباب و عوامل اين دوري و مهجوري را شرح و بسط داده اند تا دلهاي مردمان را بيدار كنند. وقتي انساني حق را بخاطر خود زير پا گذاشت و دروغ گفت و دغل كرد بديهي است كه دعاي او مستجاب نمي شود زيرا به حقيقت دعايي نمي كند تا مستجاب شود و اگر به زبان از خدا آمرزشي مي جويد اعمالش فرياد مي كند كه من آمرزش را نمي خواهم زيرا همچنان به ظلم و تجاوز به حقوق ديگران ادامه مي دهد.

 

سوال77   : شما در هیچکدام از سخنرانی هایتان و همچنین در کتاب در صحبت قرآن،اشاره ای به شان نزول آیات نکرده اید.در حالیکه بعضی از مفسرین،تاکید زیادی بر روی این مطلب دارند.آیا شما قائل به اهمیت شان نزول آیات نیستید؟

 پاسخ:  شك نيست كه شان نزول آيات نزد مفسران عامه و خاصه از اهميت ويژه اي برخوردار است . توجه به شان نزول آيات در فهم بسياري از آيات سودمند و در صدور احكام الهي در آيات خاص موثر است . اما اينجانب با الهام از عامه عارفان و شاعران الهي كوشيده ام كه خطاب قرآن را به همه انسانها و همه زمانها و مكانها تعميم دهم چنانكه در حديثي از پيامبر اكرم آمده است : "قرآن را چنان بخوانيد كه گويي در شان شما نازل شده است" . يكي از موسيقي دانان معاصر بر اين نظر بود كه وقتي خداوند به پيامبر مي فرمايد "قل" آن "قل" ديگر جز قرآن نيست بلكه متعلق آن "قل" سخن خدا خواهد بود . براي مثال سوره احد بايد چنين باشد الله احد الله الصمد ...  اين همان نگاه است كه خطاب قرآن را مخصوص به پيامبر مي كند در حاليكه به قول مولانا :

گرچه قرآن از لب پيغمبر است
هر كه گويد حق نگفته كافر است

از اين رو جزء قرآن است و اين خداوند است كه به همه انسانها مي فرمايد :
"قل هو الله احد" يا "قل يا ايها الكافرون"

از اين رو در عين حال كه توجه به شان نزول آيات از اهميت خاص خود برخوردار است اينجانب به سبب تاكيد در جهاني بودن پيام قرآن و بنا بر همان حديث مذكور از پيامبر اكرم بدين موضوع نپرداخته ام.

 

سوال78   : كدام ترجمه قرآن به انگليسي مناسبترين و نزديكترين ترجمه به اصل قرآن است؟

 پاسخ:  ترجمه هاي ذيل از قرآن به زبان انگليسي در شمار ترجمه هاي موفق است:

1- يوسف علي (Abdullah Yusuf Ali)

2- پرفسور آربري (Arthur J. Arberry)

3- جرج سيل (George Sale)

البته ترجمه هاي خوب ديگر نيز هست اما اينجانب با سه ترجمه فوق آشنايي بيشتري دارم و بخصوص ترجمه جرج سيل از نظر اينكه توضيحاتي درباره آيات با حروف خاص داخل متن آورده براي مطالعه سودمند است.

 

سوال79   : مگر خدای متعال برای حضرت یوسف مقدر نکرده بود که ایشان از جانب برادرانشان مورد ستم قرار بگیرند که به آن صورت مردم مصر یکتا پرست شده و بعد از سی و چند سال دوباره پدر و برادران خویش را بیابند؟ پس گناه برادران چیست که مورد خشم خدا و پدرشان قرار می گیرند؟ مگر نه اینست که خداوند این ماموریت را برای آنان در نظر گرفته بود؟

پاسخ:  بحث قضا و قدر در مقابل انتخاب و اختيار بسيار مفصل است و به مقدماتي نيازمند است كه در اين مقام نمي گنجد. اما بطور اجمال مي توان گفت كه چون ما از تقديرات الهي بي خبريم در عين اعتقاد به آن موظف هستيم كه اراده خود را در كار آوريم و آنچه را درست و شرافتمندانه مي شناسيم انجام دهيم.

مشيت و تقدير الهي در طول اختيار انسانهاست و مانع اختيار نمي باشد و هيچكس نمي تواند خود را و ديگران را به عذر اينكه خداوند مقدر كرده است از انجام مسئوليتها و رعايت اصول انساني معاف كند. برادران يوسف به سبب حسادت بود كه به آن كار نادرست دست زدند اما خداوند با يوسف يار بود و او را به اوج جاه رسانيد. برادران نيز احساس شرمندگي داشتند زيرا به اختيار خود به راه خطا رفته بودند اما يوسف كه قضاي الهي را بر همگان حاكم مي دانست از خطاي ايشان در گذشت و به روي ايشان نياورد و بسيار محبت كرد

 

سوال80   : خداوند در بعضي از آيات خود مانند ايه 56 سوره القصص به ترجمه استاد مرحوم الهي قمشه اي (رحمة ا..) مي فرمايند: تو هركس را بخواهي هدايت نتواني كرد ليكن خدا هر كه را بخواهد هدايت مي كند و او به هدايت يافتگان آگاه تر است . سوالم اين است چرا هر كه را خداوند بخواهد هدايت مي شود يعني خدا تصميم مي گيرد كه چه كسي هدايت شود وچه كسي نشود؟

 پاسخ:  آنكس را كه خدا هدايت مي كند بي دليل نيست بلكه بخاطر تلاشي است كه شخص خود براي دريافت حقيقت به عمل مي آورد و از خود صداقت نشان مي دهد و چنين كسي را خداوند مي خواهد كه هدايت كند.

 

سوال81   : مدتی است که می خواهم اسلام را با دلیل و برهان بپذیرم .سوالی که برای من در این مسیر پیش آمده این است که خداوند چرا مجازاتی به نام سنگسار را در دین اسلام قرار داده است؟ آیا این عمل چهره ای وحشیانه از اسلام را به جا نمی گذارد؟

پاسخ:  چه خوشتر كه همه جوانان از دختر و پسر و حتي همه ميانسالان و كهنسالان نيز بينديشند كه بايد دين را با دليل و برهان بپذيرند و عقل را بر زندگي و حتي بر دين حاكم كنند. قرآن خود مكرر آدميان را به پيروي عقل و برهان خوانده است زيرا عقل به گفته پيامبر ، پيامبر دروني ماست و در روز قيامت هر كس را با عقلش محاكمه مي كنند. حكم سنگسار در قرآن نيامده است.

 

سوال82   : در قرآن کلمه "ماء" به معنی آب فقط منظور آب آشامیدنی نیست. منظور از آب در مراتب بالاتر چیست؟
ضمنا در توصیف بهشت اشارات مختلفی در قرآن آمده است مثلا باغ هایی که از زیر آن یا زیر درختان آن نهرهایی جاریست، منظوراز اين توصيفات در مراتب بالا تر چيست؟

پاسخ:  در حديثي از پيامبر اكرم آمده است كه قرآن داراي هفت مرتبه از معاني است كه معني ظاهر يكي از آنهاست . بنابراين آب و امتيازاتي كه در وصف بهشت در قرآن آمده ، همانطور كه اشاره كرديد معاني بالاتر و باز بلندتري دارد. از جمله آب و باران در تفسير اهل معرفت به علم و الهام و حيات معنوي و طراوت زندگي تعبير شده و از جمله مولانا در تفسير چهار جوي آب و شراب و شير و شهد گفته است:

جوي آب و جوي خمر و جوي شير

نيست جز خلق لطيف و دلپذير (مثنوي)

 

سوال83   : آیا اخلاق از دین است  یا ذاتی است؟

پاسخ:  دانشمندان برجسته اسلامي اعم از سني و شيعه پيوسته بر اين نظر بوده اند كه حسن و قبح اعمال امري عقلاني است نه صرفاً شرعي و ديني. زيرا بنابر يكي از احاديث پيامبر اكرم "هر آنچه عقل حكم مي كند شرع نيز همان را فرمان مي دهد" و عكس آن نيز صادق است كه هر چه شرع حكم مي كند مورد تائيد عقل قرار دارد و شرع نيز بنا بر احاديث ديگري از پيامبر عقل منفصل است.

 

سوال84   : مفهوم ابیات زیر از سعدی چیست؟

پس پرده بیند عمل های بد
هم او پرده پوشد به آلای خود

نه مستغنی از طاعتش پشت کس
نه بر حرف او جای انگشت کس

پاسخ:  خداوند در پس پرده زندگي ما كارهاي ناشايستي را كه مي كنيم مي بيند اما آن كارها را در پرده اي از لطف و نعمت خود مي پوشاند. در جهان هيچكس نيست كه بي نياز از پيروي از فرمان او باشد زيرا فرمان او كه در فطرت همه انسانها نهاده شده است راه راست به سوي كمال و سعادت است و هيچكس از رسيدن به سعادت بي نياز نيست و نيز او يعني خداوند عالمي آفريده است كه كسي نمي تواند عيبي بر آن گيرد.

 

سوال85   : شما در بخشي از شرح قطعه شماره 103 از کتاب "در صحبت قرآن" ، عفو و بخشش را نشان شرح صدرو به معنای محو کردن ظلمت جهل در نور آگاهی تعریف کرده اید.سوال بنده این است که آیا این بخشش و گذشت از خطای دیگران، برای همه کس تعریف می شود و این بخشش را به همه باید تقدیم کرد؟

پاسخ:  در حديثي از پيامبر اكرم آمده است كه "المعروف بقدر المعرفه" يعني كار خوب را به اندازه ظرفيت بايد انجام داد. شما اگر شربتي شيرين داشته باشيد آنرا در چيزي مي ريزيد كه ظرف باشد و  بتواند آنرا نگاه دارد در غير اينصورت شربت بر زمين خواهد ريخت و ضايع خواهد شد و بنابراين خوبي نسبت به افراد متفاوت بر حسب ظرفيتها فرق مي كند.

 

سوال86   : در بخشي از شرح قطعه 103 از کتاب "در صحبت قرآن"  ، «عرف» را کار های خوبی تعریف کرده اید که دلهای آدمیان همه بر خوبی آن گواهی می دهند و با توجه به اینکه فطرت آدمیان یکسان آفریده شده و قاعدتا هر آنچه مطلوب است، باید در نظر همه انسان ها مطلوب باشد، پس چگونه است که ما ایرانیان، بسیاری از عادات فرهنگی و عرف اقوام دیگر و فرهنگ های دیگر را پذیرا نیستیم و آنچه در برخی جوامع مطلوب و یا معمول است، در فرهنگ ایرانی ما ناپسند و مذموم است.

پاسخ:  عرفهاي فطري كه نزد همه يكسان است مي تواند تحت تاثير شرايط زندگي و نيز تلقينات و تعصبات مذهبي از جامعه اي به جامعه ديگر تفاوت كند از اينرو درستي و نادرستي هر كار بايد ضمن هماهنگي با فطرت با شرايط اجتماعي نيز تا حد امكان هماهنگ گردد. هر چه جامعه ناامن تر باشد قوانين و مقرارات شرعي و قانوني سخت تر خواهد بود تا مبادا كسي مورد آزار و تجاوز قرار گيرد و هر چه انسانها خوبتر و شريفتر و جوانمردتر باشند آزادي روابط بين آنها سهلتر خواهد بود. بسياري از ممنوعيتها براي حفظ حقوق و سلامت افراد جامعه است.

 

سوال87   : در یکی از سخنرانی هایتان گفتید که هر انسانی می تواند  حافظه اش را افزایش دهد  اگر ممکن است در این مورد مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:  اگر با زبان انگليسي آشنايي داشته باشيد مي توانم مطالعه كتاب Super Power Memory را كه روي شبكه جهاني اينترنت وجود دارد و مي توان نسخه آنرا بدست آورد به شما پيشنهاد كنم و كتابهاي بسيار ديگر كه مي توانيد در شبكه اينترنت جستجو كنيد. اما اجمالا چند عامل در تقويت حافظه موثر شناخته شده است:

1- دقت : بدين معني كه ما هر چه مطالب را با دقت بيشتري مطالعه كنيم يا با دقت بيشتري گوش دهيم حافظه ما بيشتر جذب مي كند . مطالعات سرسري و بدون دقت گاهي اگر ده بار هم تكرار شود در خاطر نمي ماند.

2- عشق : و آن عبارت است از دوست داشتن آنچه مي خوانيد و مي شنويد و هر چه بيشتر به موضوع مورد مطالعه يا آنچه از ديگران مي شنويد عشق بورزيد و آنرا دوست داشته باشيد بيشتر و بهتر در ذهنتان مي ماند.

3- نظم: در كارهاي مطالعاتي از پراكندگي اجتناب كنيد.

4- تكرار پشت سر هم خوب نيست و نبايد متني را در يك جلسه 4 الي 5 بار خواند تا حفظ شد ، بلكه بهتر است يكبار امروز اما با دقت و يك بار فردا و يا زماني ديگر آنرا مطالعه كرد و اين دو بار بيشتر از ده بار پشت سر هم تاثير در حافظه دارد.

 

سوال88   : برخی از وب سایت ها و وبلاگ ها اقدام به قرار دادن بسیاری از سخنرانی های استاد برای دانلود عموم نموده اند. حال جدا از مسائل حقوقی و شرعی این مسئله آیا موسسه فرهنگی و هنری الهی قمشه اییا موسسات ذینفع در تولید و پخش آثار استاد با این موضوع مشکلی ندارند؟ نظر شخصي استاد در اين زمينه چيست؟

پاسخ:  سخنراني هايي كه در دانشگاه ها و مراكز گوناگون ايراد شده و از تلويزيون پخش شده است مي تواند به طور رايگان دانلود و در اختيار علاقه مندان قرار گيرد . بهترين مجموعه را در اين زمينه وب سايت www.drelahi.net گردآوري كرده است . متاسفانه عده اي افراد سود جو بدون كسب مجوز و بطور غير قانوني اقدام به تكثير بعضي از سخنرانيهاي استاد كرده اند و از طريق برخي وبلاگ ها و وب سايت ها و فروشگاه ها به فروش مي رسانند. نظر شخص استاد و موسسه فرهنگي هنري الهي قمشه اي اين است كه دوستداران سخنرانيهاي ايشان از خريد اينگونه آثار كه فاقد شماره مجوزند و اكثراً كيفيت مناسبي ندارند و تكراري هستند خودداري كنند. موسسه فرهنگي هنري الهي قمشه اي آرشيو كاملي از سخنرانيهاي داخل و خارج كشور استاد را در اختيار دارد و با تائيد ايشان و كسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام به توليد و عرضه تدريجي آثار صوتي و تصويري كرده است. با مراجعه به وب سايت رسمي استاد فهرست آثار صوتي و تصويري مجاز را مي توان ملاحظه كرد.

سوال89   : من در مسیر مطالعاتم در زمینه عرفان بعد ازمطالعه کتاب مقالات استاد علاقه مند به مطالعه کتاب تذکره الاولیا شدم واز آنجا با بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی آشنا شدم  وبرای مطالعه بیشتر به کتاب نوشته بر دریا اثر آقای شفیعی کدکنی پرداختم وبسیار به شخصیت این دو عارف و شناختی که آنها از خدا پیدا کرده بودند علاقه مند شدم اما نمیدانم  چگونه می توانم مثل آنها خدا را بشناسم آیا این نوع شناخت موهبتی الهی است که خدا به هر کس بخواهد می دهد و برای خواص است نه عوام؟ و یا لازمه آن ریاضت و گوشه نشینی است؟ نمی توانم زندگی آنها را با دنیای امروز تطبیق دهم  یعنی اگر آنها در این زمان زندگی می کردند چگونه زندگی داشتند؟

پاسخ:  چون ذات خداوند شناختني نيست مي توان او را به اوصاف شناخت. سه وصف بنيادي خداوند زيبايي و دانايي و نيكويي است زيرا خداوند جميل و عليم و رحيم است . اگر مي خواهيد به او و شناخت او نزديك شويد بايد عمر خود را در اين سه صفت صرف كنيد يعني به دنبال زيبايي باشيد اول در طبيعت و هر آنچه خدا آفريده است دوم در هنر ها كه از ديدگاهي شاگرد طبيعت و از ديدگاهي برتر از طبيعت است. دوم آنكه بايد به دنبال دانايي يعني شناخت روابط عالم رفت و علوم پايه چون رياضيات و فيزيك و ‍ژنتيك و امثال آنها را خواند سوم آنكه آدمي براي شناخت خداوند بايد بكوشد كه مانند او مهربان و باگذشت و شكيبا و بخشنده و صاحب خلق خوش باشد .

اگر قديسان امروز زندگي مي كردند وجودشان خير و بركت بود براي همنوعان و ستايشگر زيبايي بودند و در حلقه علم و فهم و بينش قرار داشتند . يك نمونه روشن همين شادروان استيوز جابز است كه عمرش همه بركت و زايندگي و در عين حال توام با حكمت و معرفت بود.

 

سوال90   : آیا زمانی که انسان می میرد، روح او هنگام شستشو و مراسم کفن و دفن ،جسمش و اهل و عیالش را که در تکاپوی تدفین هستند را می بیند؟ آیا احساس آنها را درک می کند؟ آگر طبق روایات خواب را برادر مرگ بدانیم، همانگونه که در خواب ارتباطمان با این دنیا قطع می شود، آیا مرگ نیز نوعی خواب دراز مدت است؟ یعنی با مردن ارتباط اموات با این عالم بکلی قطع می شود؟ آیا عالم برزخ واقعیت دارد؟ آیا صدقات و خواندن قرآن برای مردگان سبب آمرزش يا بوجود آمدن خیری برای آنها می شود؟

پاسخ:  كسي را از چند و چون روح پس از مرگ خبري نيست آنچه از كتب آسماني به خصوص قرآن مي توان دريافت اين است كه خود آگاهي ما با مرگ از بين نمي رود بلكه پس از ترك عالم جسماني يكسر به نزد پروردگار مي رويم كه جايگاه اصلي ما آنجاست . ما پس از مرگ به گور نمي رويم بلكه از گور تن بيرون مي آييم. مراسم كفن و دفن ما مربوط به زندگان است كه براي مصالح بهداشتي و اجتماعي و غيره جسم ما را در نقطه مناسبي به خاك مي سپارند و ربطي به ما ندارد. در كتاب در قلمرو زرين به قلم اينجانب مطالب متنوعي درباره مرگ آمده كه شما را به خواندن آنها توصيه مي كنم.

در سخنان پيامبراكرم آمده است كه مردمان در خوابند و چون بميرند بيدار مي شوند . در حقيقت پس از مرگ ، آدمي ابعاد تازه اي از هستي را تجربه مي كند بدون آنكه تجربيات عالم خاك را از دست بدهد. بهترين كاري كه براي مردگان مي توان كرد اين است كه :

1- اگر در زندگي هدف درستي را دنبال مي كرده اند كه نا تمام مانده است مي توانيم آن هدف را به ياد و نام او دنبال كنيم.
2- اگر صدقات و خيراتي به ياد ايشان انجام دهيم و دلهايي را به هواي ايشان شاد كنيم بيگمان اثرش در حيات نوين آن متوفي ظاهر مي شود و نيز اگر به ياد او آياتي يا سوره اي از قرآن را تلاوت كنيم نه براي ثواب بلكه براي فهميدن و به حكمت رسيدن آن نيز مقرون به خير و صواب است
.

 

سوال91   : اگر ازازل  سرنوشت هرکس رقم خورده وهمه چیز تحت امر واراده الهی است پس دعا وعجز وناله چرا و چگونه حکم ازلی را تغییر می دهد؟  

 پاسخ: خواه سرنوشت رقم خورده باشد يا نخورده باشد چون ما آدميان از آن سرنوشت يا مشيت با خبر نيستيم بهترين نصيحت اين است كه ما در جهت مقصود تلاش كنيم. دعا و عجز و ناله كنايه از همين تلاش ها و خواستن هاست. وقتي شوق به كمالي در شما هست و شما در راه رسيدن به آن كمال تلاش مي كنيد عموما به مقصود مي رسيد و به حقيقت شما خود با خواستن ها و كوشش ها يتان معمار سرنوشت خويش خواهيد بود.

 

سوال92   : جواب آنکس که می گوید عید قربان عید من نیست  چون نماد عید من گل وسبزه ومهربانی است نه ذبح وخونریزی چیست ؟

پاسخ: عيد قربان بزرگداشت فرهنگ معنوي و انساني است كه ما داشته ها و خواسته هاي خود را با عشق در پاي انسانهاي نيازمند قرباني كنيم. گردهمايي عظيم در مكاني كه براي توجه به خدا و اعتلاي ارزش هاي متعالي تشكيل مي شود براي آن است كه آدميان قدر يكديگر را بدانند با هم آشنا شوند با همه تفاوتها با هم برابر باشند فقير و غني و زن و مرد و جوان و پير در ميان نباشد همه انسان باشند از سرزمينهاي متفاوت با فرهنگهاي متفاوت و زبانهاي متفاوت ، اما با اين وجه مشترك كه همه انسانيم و شرافت انساني را قدر مي نهيم ، عدالت و احسان را گرامي مي داريم و به تعبير قرآن گرامي ترين ما نزد خداوند آنكس باشد كه به فضيلت و تقوا و شرافت انساني نزديكتر باشد . سبزه و گل و صحرا فضاي مناسبي است براي جشن گرفتن به شرط آنكه جشن انسانيت و محبت و عشق باشد . قربان كردن به تعبير ديگر صدقه دادن و هواي خود و خواست خود را فداي ديگري كردن و در اين راه عشق و محبت انساني است كه به قول حافظ اندر اين ره كشته بسيارند قربان شما.

 

سوال93 : در نامه حضرت علي (ع) به حارث همداني در نهج البلاغه حضرت فرمودند : نفس خود را در واداشتن به عبادت فريب ده وبا آن مدارا كن وبه زور واكراه بر چيزي مجبورش نساز ودر وقت فراغت ونشاط بكارش گير. در قسمت اول جمله منظور از فريب نفس براي عبادت چيست ؟

پاسخ:  عبادت هموار کردن راه است برای عبور مشیت الهی که هر گاه فرمانی در جهت کاری درست و راست یا سخنی بر حق و عدالت می خواهد از وجود آدمی عبور کند بتواند بدون برخورد با سنگهایی مانند حرص و حسد و جاه و شهوت و امثال آن به راحتی به ظهور برسد نه آنکه حرص جلوی دادن حق مردمان را بگیرد و حب جاه و مقام ، آدمی را از خدمت به خلق باز دارد و به خود خواهی و خود نمایی بکشاند. آنکس که راه را برای رفت و آمد های فرشتگان از وجود خود هموار کرده باشد عابد حقیقی است و عبادتهایی نظیر نماز و روزه را می توان چنانکه در قرآن آمده است به کمک گرفت تا نفس با انجام رکوع و سجود ، فرعونیت از سر بنهد و بیاموزد که آدمی هر کجا حقی و حقیقتی دید باید در برابر آن تعظیم کند بلکه به خاک افتد و با کمال تواضع بگوید که حق با اوست و نیز در روزه از پرهیز حلال قوت گیرد تا از حرام نیز به طریق اولی بپرهیزد اما مراسم آیینی می تواند با ریا و تظاهر و یا غفلت و غرور همراه شود و خطاب از حق بشنود که وای بر نماز گزاران. بدین نگاه اصل عبادت همان رفتن به راه راست است که متضمن خدمت به خلق خواهد بود. عبادتهای آیینی را باید از راه تشویق و ریشخند و هنگام نشاط و سرخوشی به نفس عرضه کرد زیرا تحمیل و اعمال زور چه از طرف خود شخص و چه از طرف دیگران نتیجه عکس خواهد داد و موجب تجری نفس خواهد شد و شاید سخن حضرت امیر تاکید در این نکته باشد.

  

سوال94 : من طلبه حوزه علمیه هستم و مشتاق به شعر و ادبیات عرفانی و دوست دارم آیات و روایات معصومین (ع) را از دیدگاه عرفانی بررسی نمایم وهمچنین عمر خود را در ادبیات عرفانی شعرای فارسی زبان صرف نمایم این کار نیاز به خوشه چینی ازعلوم مختلف دارد کما اینکه خود شما نیز در علوم مختلفی از جمله (عرفان ،ادبیات عرب ،کلام،و..) غیره سیر نموده اید می خواستم بدانم برای اینکه بتوانیم به خوبی از پس متون عرفانی و شعر پارسی و مهمتر از آنها قرآن و روایات برآييم ، باید چه مقدار واز چه علومی خوشه چینی نماییم ؟

 پاسخ:  زهی سعادت که آدمی در جستجوی یافتن سرچشمه های حکمت در کلام قدیسان باشد منتها مشکلی که هست این است که به سبب وجود واسطه های بسیار در نقل قول سخن قدیسان ضریب اطمینان به انتساب خبر به ایشان بسیار کم است و به اصطلاح ریاضی احتمال صحت انتساب در مراتب نازل است. در میان همین احادیث معتبر و نامعتبر سخنی هست که به اقرب احتمال سخن آن بزرگواران است و آن این که هر چیزی از ما شنیدید به عقل و قرآن عرضه کنید اگر در تعارض بود از آن چشم بپوشید. عارفان ما عموما از عاشاقان حضرت مولا هستند هر چند به ظاهر به فرقه هایی از تسنن منسوب باشند از جمله سعدی صراحتا گفته است :

 الهی به حق بنی فاطمه

که بر قول ایمان کنیم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی یا قبول

من و دست و دامان آن رسول

و مولانا در مثنوی حضرت علی را بنا به حدیث معروف باب علم پیامبر دانسته است:

چون تو بابی آن مدینه علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را

باز باش ای باب رحمت تا ابد / بارگاه ما له کفوا احد

ودر جای دیگری در مثنوی در بیان معنی مولا و سرور چنین گفته است :

زین سبب پیغمبر با اجتهاد

نام خود و آن علی «مولا» نهاد

گفت: هرکو را منم مولا و دوست

ابن عم من علی مولای اوست

کیست مولا آن که آزادت کند

بند رقیت زپایت برکند

 بنابراین شما اگر آثار عرفای بزرگ را با توجه به سخنان مسلم یا نزدیک به مسلم که از آن بزرگواران باقی مانده است مطالعه کنید بیگمان به مطالب بسیاری بر خواهید خورد که از آن سرچشمه ها بهره گرفته است. در عین حال باید این نکته را نیز توجه کرد که عرفان یک تجربه شخصی است و عارف در هر حال آنچه می گوید محصول دریافتهای شخصی اوست هر چند که از سخنان دیگران نیز فیض برده باشد:

هر چه گویم هست از عین الیقین

نی به استدلال و تقلید است این

 

 سوال95 : در قطعه 88 کتاب در صحبت قرآن نوشته اید که خداوند به پیامبر می فرماید: با دشمنان با آرامش و دور از توهین صحبت کن زیرا آن رسول وپیروانش در فضای این دشمنی ها به کمال می رسند و اگر ما نمی خواستیم این دشمنی ها را نمی کردند پس تو بی هیچ کینه با آنها پیکار کن که آدمی در پیکار در برابر دیو قهرمان و رستم دستان می شود. حال سوال اين است كه خداوند می فرماید : اگر ما نمی خواستیم این دشمنی ها را نمی کردند. پس خواست خداوند بوده که این انسانها این دشمنی ها را بکنند تا پیامبر تکامل پیدا بکنند . پس تکلیف این انسان ها که این خطاها را کرده اند چیست ؟ اگر خواست خداوند بوده پس نباید در قیامت از آنها باز خواستی شود.

 پاسخ: آنچه نوشته ام همان است که خداوند در قرآن به صراحت فرموده است . شما نگران عاقبت و قیامت آن منکران و دشمنان نباشید. آنچه برای ما مسلم است این است که خوبی و دوستی و راستی و خدمت به خلق و دوری از جاه طلبی و حرص و آز و پرهیز از هر گونه تجاوز به حقوق دیگران بهتر است از آن کارهای زشت که دنیا طلبان می کنند و چون ما در خود احساس اختیار داریم که به کدام سو روی آوریم نسبت به اختیار خود ، هم در جامعه بشری و هم در پیشگاه آفرینش و پروردگار عالم مسئول خواهیم بود. اما اینکه مشیت خداوند بر این تقابل ظلمت و نور قرار گرفته و حکمت عالم اقتضای وجود دیو و فرشته را دارد امر دیگری است . خداوند در قرآن فرموده است "بگذار من با آنکه او را آفریده ام تنها باشم" و ما نیز باید مانند پیامبران وظیفه پیکار خود را با فرعونها انجام دهیم اما بدان را مانند پیامبر اکرم به دعا یاد کنیم که خداوند انسان را از چنگال بدی برهاند و هدایت نماید.

 

سوال96 : من یک بانوی مسلمان ایرانی مقیم آمریکا می باشم که مدتی‌ است راجع به منشأ خداوند با سوالاتی روبرو شده که مطمئن هستم شما مي توانيد به من کمک می‌کنید. من می‌خواهم بدانم که چه کسی‌ خدا را به وجود آورده و به کسانی‌ که از من این سوال رامی پرسند چه بایستی‌ جواب داد که صد البته هدف به یقین رسیدن خودم و متقاعد کردن بچه هایم می‌ باشد لطفا مرا از شک و دودلی بیرون آورید.

 پاسخ: در یکی از آیات قرآن آمده است که "آیا در وجود خداوند شک و تردید می توان کرد ؟ " مقصود این است که نباید در وجود او شک کنید. خدا ماهیتی است که اگر او را درست به شما معرفی کنند در می یابید که نمی توان در وجود او شک کرد و معرفی خداوند در قرآن شما را راهنمایی می کند به تصور خدایی که وجودش بدیهی است و هیچ نیازی به دلیل و برهان و اثبات ندارد . او همه آفرینش را از خود آکنده است . "اول اوست ، آخر اوست ، ظاهر اوست و باطن اوست" و اوست که به هر طرف رو کنید ره به سوی او کرده اید . او وجود مطلق است که ساری در همه وجودهاست و وجود مطلق از جائی نیامده است ، آفریدگاری نمی تواند داشته باشد زیرا او خود عین هستی است . به فرزندان خود بگویید که به چهره شما نگاه کنند و خدا را ببینند ، به درخت ها نگاه کنند به صحرا و آسمان و ستاره ، همه جا خدا را می توانند ببینند. اگر شما خدا را یک تصور مجرد و ماورایی نشسته بر عرش عظیم در آسمان تصور کنید آنگاه می توانید بپرسید که چه کسی او را آفریده و بر آن تخت نشانده است اما این تصور خیالی بیش نیست زیرا او همان وجود ازلی و ابدی است که در دل همه آدمیان و ذره ذره زمین و آسمان سریان و جریان دارد و نیاز نیست نگاهتان را به آسمان بیندازید. به همان کودکان نگاه کنید هر دم صد هزار معجزه از او به ظهور می رسد . خدا به تعبیر قرآن نور آسمانها و زمین است و همه چیز به او روشن است ، او عین روشنایی است.

 

سوال97 : طبق آیه 50 سوره شوری خداوند به طور مستقیم با هیچ یک از بندگانش رابطه ندارد و سخن نمی گوید و تمام پیامبران و عرفا با جبرئیل یا روح القدس ارتباط برقرار کرده اند و الهاماتشان را از این واسطه الهی دریافت کرده اند که ابن عربی هم در مکتبش همین را می گوید ، در این صورت چه تفاوتی بین الهام عرفانی و وحی پیغمبری وجود دارد؟

 پاسخ: در معنی عام کلمه همه کسانی که به نوعی دریافت کننده الهامات الهی هستند برای رساندن آن الهامات به مردم رسالت دارند چنانکه مولانا ، سعدی ، حافظ ، محی الدین عربی و امثال آنها نیز در معنی وسیعتر از مقام نبوت و رسالت برخوردار هستند. سعدی گفته است :

نامه حسن تو بر عالم و جاهل خوانم

نامت اندر دهن پیر و جوان اندازم

و شیخ بهایی در مورد مولانا گفته است :

من نمی گویم که آن عالیجناب

هست پیغمبر ولی دارد کتاب

مثنوی معنوی مولوی

هست قرآن به لفظ پهلوی

اما اینگونه سخنان بدین معنی نیست که وحی نبوی با الهام شعری و عرفانی در یک سطح هستند . یکی را خداوند چون رسول اکرم بر می گزیند و آنچه را که مبانی عهد الهی با آدمیان است در کلامی خاص به او وحی می کند و به طور مستقیم از دهان او با همه انسانها سخن می گوید و به همین جهت در حدیث آمده است : قرآن را چنان بخوانید که گویی بر شخص شما نازل شده است. رسالت عارفان و عاشقان الهی با رسالت آن رسول معین یکی است الا آنکه در مرتبه دوم قرار دارد:

 پیش و پسی بست صف اولیا

پس شعرا آمد و پیش انبیا

عارفان و شاعران آسمانی روح و جوهر رسالت آن رسول امین را در می یابند و با زبانی روشن و پاک همگان را به آن روح دعوت می کنند و پیرایه های اهل صورت را که اغلب از تعلیمات دینی برای خود سرمایه ای از قدرت و جاه طلبی بدست می آورند از صفحه دین پاک می کنند و کسانی را که به گفته فردوسی :

زیان کسان از پی سود خویش

بجویند و دین اندر آرند پیش

رسوا می کنند. بدین بیان رسالت شاعران بزرگ چه دانته و میلتون در مسیحیت و چه سعدی و سنایی و نظامی و مولانا در اسلام گرم کردن دلها به جوهر همه معارف دینی است و آن ایمان به خدا ، ایمان به وجود روح و جاودانگی آن و انجام کار نیک و پرهیز از هر گونه ظلم و آزار است.

 

سوال98 : فلسفه نماز و انجام آن به اين شكل چيست ؟

پاسخ: هم در کتاب "گزیده فیه ما فیه" به قلم اینجانب درباره حقیقت نماز بحث شده ، هم در متن مقالات مولانا و هم در توضیحات آن که اینجانب نوشته ام و فکر می کنم مراجعه به این کتاب که از انتشارات علمی و فرهنگی است و مکرر به طبع رسیده و دستیابی به آن آسان است برای پاسخ شما سودمند باشد . البته در قطعه اول کتاب 365 روز با قرآن (انتشارات سخن) نیز مطالبی درباره اهمیت و روح نماز آمده است . این کتاب نیز قابل دسترسی است.

 

سوال99 : در آیه 154 سوره ال عمران گفته شده سرنوشت آنان در قضای الهی کشته شدن است. این بدان معنی است که انسان خود هیچ گونه نقشی در کوتاه یا بلند کردن عمر خود ندارد وهرچه بخورد یاهرگونه رفتار کند قضای الهی تعیین کننده زمان مرگ اوست. آيا اين برداشت صحيح است ؟

پاسخ: درست است که در قرآن مکرر به مکتوب بودن روز و ساعت مرگ در قضای الهی اشاره شده است اما چون ما از قضای الهی بی خبریم شایسته است که خود را در سرنوشت خویش موثر بدانیم و از اصول بهداشت برای حفظ سلامت خود پیروی کنیم ، از آنچه مضر است بپرهیزیم و به آنچه مفید و سلامت بخش است روی آوریم تا قضای الهی در رسد. این بیخبری ما از قضای الهی خود نوعی رحمت است که ما را به تکاپو و تلاش در راه کمال وا می دارد.

 

سوال100 : چطور می شود ، انسان از یک طرف عاشق خودش باشد چون گفته شده اگر آدمی خودش را دوست نداشته باشد نمیتواند خدا را هم دوست داشته باشد از طرفی آدمی بعد از مرحله طلب مرحله عشق را در پیش دارد که باید خودش را نیست بگیرد و خودش را نبیند . چطور می شود که فرد از یک طرف خودش را دوست داشته باشد از طرفی خودش را نبیند؟

پاسخ: دوست داشتن خود بر دو نوع است یکی جاهلانه و یکی عاقلانه. جاهلانه آن است که شخص خود را تسلیم هواهای نفسانی کند و هر گاه که دلش خواست با دروغ و فریب و نیرنگ با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران در انجام وظایف تنبلی کند و خود را به دست عادتهای زیان آور چون سیگار و ...مبتلا کند . چنین انسانی به حقیقت خود را دوست ندارد زیرا هیچکس نمی خواهد او را به دروغ و تجاوز و تنبلی و عادات زشت متهم کند و این اوصاف او را خوش نمی آید و آنها را دوست ندارد پس خود را به حقیقت دوست ندارد. اما دوست داشتن خود به نحو خردمندانه این است که آدمی خود را آراسته به اوصاف و کمالات و فضایل نماید و بکوشد تا در هنر و علم و اخلاق بر دیگران سبقت گیرد. این نوع دوم دوست داشتن در حقیقت بخشی از همان طلب در راه سیر و سلوک راه عاشق است.

 

سوال 101 : از آنجا که مطابق  اصول دین مبین اسلام ،اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی  و هر شخص باید در آن خود به تحقیق پرداخته به آن برسد  ، حال با توجه به اینکه تحقیق امری نسبی بوده و هر شخص بسته به محیط  و شرایط تحقیق ممکن است به نتیجه ای دگرگونه با دیگری برسد . حال اگر  شخصی به نتیجه ای خلاف آنچه مورد نظر ما است برسد مرتد شناخته شده و طبق آئین اسلام  باید کشته شده و فرصت توبه و بازگشت را از دست می دهد. لطفا اين موضوع را تحليل فرمائيد.

پاسخ: خداوند در آیات مکرر از قرآن کریم به صراحت بیان فرموده است که رستگاری آدمیان در سه صفت است یکی ایمان به خدا یعنی آفریدگار و طراح جهان ، دیگر ایمان به روز قیامت و حساب و کتاب و پاداش و جزا و سوم انجام کار خوب. اینجانب در کتاب 365 روز در صحبت قرآن در چند مورد به تفسیر اینگونه آیات پرداخته ام که در صورت دسترسی به کتاب و مراجعه به فهرست آن می توانید با این بحث آشنا شوید و در گوشه و کنار این کتاب پاسخ پرسشهای خود را بیابید.

 

سوال 102 : خانمی به نام عزت السادات الهی نباتی با عنوان الهی قمشه ای در مجالس مذهبی مبادرت به سخنرانی می کند ومدعی است از اعضای منسوب به شما می باشد وعلاقمندان شما را با این نام جذب می کند. لطفا اعلام فرمایید در خانواده درجه یک و درجه دوم شما چنین نامی وجود دارد ؟

پاسخ: این خانم هیچگونه نسبت دور یا نزدیکی با خانواده الهی قمشه ای ندارد و به نظر می رسد که برای گرم کردن بازار خود این ادعا را کرده است.

 

سوال 103 : خواهش می کنم کتاب یا سخنرانی معرفی کنید  که درباره اثبات وجود خدا باشد ، برای کسی که دنبال تحقیق و یافتن دین برتر است و همینطور برای کسی که به وجود خدا اعتقاد چندانی ندارد ، و مطالعه کتاب هم نیاز به مهارت و تخصص خاصی در زمینه ادبیات،عربی و ..... نداشته باشد.

 پاسخ: کتابی هست با عنوان "اثبات وجود خدا" که شادروان احمد آرام آن را ترجمه کرده اند. در این کتاب چهل دانشمند علوم جدید نظراتشان را درباره خدا و سبب اعتقاد خود را به او بیان کرده اند . می توانید این کتاب را در شبکه جهانی اینترنت جستجو کنید و بخوانید. کتابی است به زبان ساده و دور از اصطلاحات خاص و قابل فهم عامه.

 

سوال 104 : در کتاب اسرار آل محمد خواندم که شیطان به صورت پیرمردی با ابوبکر بیعت کرد یا در یکی از سخنرانی های دکتر ابراهیمي دینانی، شنیدم که جبرئیل به صورت دحیه کلبی که یکی از یاران پیامبر(ص) بوده است برایشان نازل می شده است. آیا شیعه قائل به این موارد است؟

پاسخ: به طور کلی برای آشنا شدن با معارف باطنی اسلام و کشف پاره ای از رموز و اسرار آن مطالعه آثار مولانا و سعدی توصیه می شود. نگارنده دو کتاب با عنوان 365 روز با سعدی و 365 روز با مولانا تالیف کرده ام که می تواند شما را در آشنا شدن با اندیشه این دو شاعر بزرگ با اختصار یاری کند. البته مطالعه متن کامل آثار مولانا و سعدی اگر میسر است موهبتی کاملتر است.

پند سعدی که کلید در گنج سعد است

نتواند که به جای آورد الا مسعود (سعدی)

 

این سخن آبی است از دریای بی پایان عشق

تا جهان را آب بخشد ، جسمها را جان کند (مولانا)

 

سوال 105 : تفسير آيه 37 از سوره بقره چيست؟

پاسخ: مضمون آيه 37 سوره بقره اين است كه آدم از پروردگارش كلماتي آموخت و توبه كرد همانا كه خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است . مقصود اين است كه ما حتي شيوه توبه كردن و بازگشت به سوي خدا را نيز از خدا مي آموزيم و به گفته مولانا :

اي دعا از تو اجابت هم ز تو

ايمني از تو مهابت هم ز تو

 

سوال 106 : سر آن خاك مبارك پي كه در طوفان نوح

    شد رهايي بخش نوح و نوحيان دانم كه چيست؟

استاد در يكي از سخنراني ها فرمودند اين خاكي بود كه در طوفان خدا به كشتي نوح فرستادند تا مايه آرامش باشد.

سوالي كه دارم اينست كه اين سر حضور اين خاك در پيش خداوند چه بود و سوال ديگر اينكه چگونه اين خاك مايه آرامش نوح و نوحيان گرديد؟

پاسخ: مقصود از خاك در اين قصه خاك حضرت آدم است كه رمزي از گوهر عشق و شرافت مقام انسان است و امروز نيز اگر آدمي بخواهد از غرق شدن در طوفان خود پرستي و درياي مواج حرص و آز و كبر و كينه خلاصي يابد بايد كه چنگ در گوهر پاك انساني زند و دامن نيكويي و زيبايي و دانايي را بگيرد تا خلاصي يابد و عشق به زيبايي و دانايي و نيكويي در جوهر ذات همه انسانها هست.

يار مردان خدا باش كه در كشتي نوح

هست خاكي كه به آبي نخرد طوفان را

 

 سوال 107 : چرادر آیه 135 سوره آل عمران گفته شده جزخداوند کسی نمیتواند گناهان خلق را بیامرزد آیا منظوراین است که حق الناس را هم خدا می بخشد ونیازی نیست ازکسی طلب بخشش کرد؟

پاسخ: بيگمان اگر كسي به حقوق ديگران تجاوز كرده و به ناحق ستمي به مردم روا داشته است در صورت رسيدن به آگاهي از ظلم خويش نياز دارد كه اولا توبه كند يعني آن حقوق را به صاحبش باز گرداند و اگر ميسر نيست و مورد ظلم را نمي تواند بيابد با دادن صدقات و خدمت به نيازمندان كارنارواي خود را جبران كند و آنگاه طلب بخشش كند از خداوند تا او را بكلي از تيرگي اينچنين گناهي بيرون آورد.

 

سوال 108 : منظور از اينكه خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ما شما را در رنج و سختی آفریدیم» چیست؟

پاسخ: مقصود از آيه لقد خلقنا الانسان في كبد كه در سوره بلد در اواخر قرآن آمده اين است كه اين جهان عالم آزمون و سراي كار و كوشش و رنج بردن براي رسيدن به كمال و فضيلت است نه آنكه خداوند بي جهت ما را در رنج و محنت نهاده باشد بلكه لازمه رسيدن به هر مقام بلندي در علم و هنر و اخلاق تلاش و استقامت و پرهيز از هواهاي شيطاني است.

مقام عيش ميسر نمي شود بي رنج

بلي به حكم بلي بسته اند عهد الست   (حافظ)

 

مكن ز غصه شكايت كه در مقام طلب

به راحتي نرسيد آنكه زحمتي نكشيد   (حافظ)

 

سوال 109 : حضرت محمد (ص) به دلیل زندگی ساده و شخصیت خوبی که داشت خداوند او را به پیغمبری برگزید و اگر هر انسانی بتواند به اندازه او خوب باشد می تواند به مقام ابراهیمیت ، عیسویت و .... برسد. اما شاید در زمان او انسانهای خوب و شایسته دیگری هم بوده اند . چه چیزی سبب شد تا خداوند حضرت محمد(ص) را برگزیند؟

پاسخ: بي گمان انسانهاي خوب در هر زمان هستند الا آنكه براي مقام پيامبري تنها "خوبي" كافي نيست و شرايط بسيار ديگري هست كه به قول حافظ:

چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد

 

سوال 110 : ابهاماتی در ذهنم درخصوص زیارت وجود دارد که قانع به ثواب آن نمی شوم و دوست دارم پس اندازی را که برای رفتن به کربلا یا مکه کنارگذاشتم به خانواده های محتاج به ودیعه مسکن و یا هزینه مداوای بیماران.........صرف کنم وبه همان نیت زیارت امامان . به نظرم اینکارها به واژه هایی که بعنوان انسانیت و زیبایی و نیکویی از آن یاد می کنیم نزدیکتر است .

پاسخ: خاطرم هست كه در يك سخنراني دانشگاهي اشاره اي به اين موضوع كردم كه شما مي توانيد كاري كنيد كه قديسان به زيارت شما آيند و كار شما يعني برآوردن نياز نيازمندان از جمله همان كارهاست.

 

 سوال 111 : به نظر شما بهترین نسخه شاهنامه کدام است؟

پاسخ: به نظر اینجانب در حال حاضر بهترین نسخه شاهنامه آن است که به اهتمام استاد توفیق سبحانی با توضیحات و حواشی و مقدمه سودمند بر مبنای نسخه چاپ مسکو فراهم شده و توسط انتشارات روزنه به طبع رسیده است. در میان نسخه های هنری ، شاهنامه بایسنقری نفیس ترین طبع شاهنامه است. شاهنامه چاپ امیرکبیر به خط جواد شریفی نیز نسخه نسبتاً زیبا و خوش آهنگی است ، همچنین شاهنامه ای به خط عمادالکتاب به طبع رسیده است .


 

 سوال 112 : من عازم سفر حج هستم ، لطفاً راهنمایی فرمائید که در سفر حج چگونه به دور خانه ای بگردیم که خود ساخته دست بشر است ، هر چند حضرت ابراهیم (ع) واسماعیل (ع) سازنده آن به امر خدا باشند. آیا در نهایت ، این عمل پرستیدن خانه ای نیست که به آن خانه خدا می گویند و شبیه همان کاری که بت پرستان انجام می دادند و ما اینک به اسم خانه خدا انجام می دهیم؟ اگر هفت دور به دور درختی بگردیم که خداوند خالق آن است بیشتر حس پرستش خواهیم داشت چرا که آن درخت ما را به یاد او می اندازد. خواهش می کنم به سوالم پاسخ دهید تا با آگاهی و فهم بیشتری به این سفر عزیز عازم شوم. لازم به ذکراست که کتابهای بسیاری در این زمینه خوانده ام و به سایت های مربوط به فلسفۀ حج نیز مراجعه کرده ام اما پاسخ قابل قبولی دریافت نکرده ام.

پاسخ: سخن شما راست است اگر ما هفت بار گرد درختی یا چشمه آبی بگردیم گرد خانه خدا گشته ایم ، زیرا آن درخت و چشمه از تجلیات انوار الهی و از نعمتها و برکتها و هدیه های خداوند به آدمیان هستند اما آیین های مذهبی نیز، اگر خالی ازخرافات و تعصبات باشند ، عامه مردم را مایه خیر و برکت هستند و اینجانب در کتاب " درصحبت قرآن" به آن اشاره کرده ام. شاید آن اشارات در بحث حج بتواند مقبول طبع لطیف شما واقع شود.


 

 سوال 113 : استاد ، کسانی که به بهشت می روند چگونه به یکنواختی نمی رسند در حالی که تا ابد در آنجا هستند؟

پاسخ: تصورات ما از بهشت محصول قیاس ها و خیالات ماست. عالم دیگر هزاران هزار اطوار گوناگون دارد . هر یک به نوعی در سیر ابدی انسان بسوی کمال آدمی را یاری می بخشد. در قرآن آمده است که در آخرت تفاوتها و تنوعات بسیار بیشتر از دنیا است. انشاءالله خداوند همه ما را به بهشت رضوان در رضایت و خشنودی خویش راه دهد که نعمتهای آنرا پایانی نیست.


 

 سوال 114 : معنی دو بیت زیر از حافظ چیست و به چه موضوعی اشاره می کند؟

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید                    هلال عید در ابروی یار باید دید

شکسته گشت چو پشت هلال قامت من                        کمان ابروی یارم چو وسمه باز کشید

پاسخ: این دو بیت در بیان تاثیر زیبایی در سعادت وشادی و عید و جشن انسانهاست اما رسیدن به بارگاه زیبایی سالها سیر و سفر می طلبد و باید در راه آن رنجها و مرارتهای بسیار کشید و به تعبیر حافظ : وقتی کمان ابروی یار به کمال زیبایی خود رسید پشت عاشقان چون هلال در برابر آن خم می شود که هم به معنی تعظیم به زیبایی است و هم نشان خدمت و رنجی است که باید در این راه کشید.


 

 سوال 115 : فلسفه فال حافظ چیست ؟

پاسخ: از دیر باز مردم جهان دیوان شعر بعضی شاعران آسمانی را برای فال زدن و با خبرشدن از احوال آینده به کار برده اند و در فرهنگ ما ایرانیان مردم با حافظ چنین ارتباطی یافته اند و اشکالی در آن نیست زیرا فال برای تفنن و دلگرمی و روحیه گرفتن است نه راه زندگی را با آن انتخاب کردن وگرنه به قول حافظ:

هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست .


 

 سوال 116 : چرا تمامی پیامبران به شرق نسبت داده می شوند و درغرب پیامبری مبعوث نشده است ؟

پاسخ: آنطور که در قرآن آمده است خداوند در میان هر قومی پیامبرانی قرارداده است و اگر آنها در میان مردم بدین عنوان شهرتی نیافته اند به دلایل تاریخی و جغرافیایی است . تحقیقات باستان شناسی نشان می دهد که تمدن و فرهنگ در آغاز در سواحل سه رود بزرگ پیداشده است یکی نیل یکی دجله و فرات و دیگری رود گنگ در هند که همه از شرق و شرق میانه هستند. بنابراین چون تمدنها و فرهنگها در شرق نخست پدید آمده اند پیامبران معروف نیز بدین مناطق متعلق هستند. در قرآن آمده است که هر قومی را هدایت کننده ای است ( سورۀ رعد : 7 ) و باز آمده است که هیچ رسولی نفرستادیم مگر به زبان همان قوم ( سورۀ ابراهیم : 4).


 

 سوال 117 : من در حال خواندن کتاب زندگینامه برتراند راسل هستم و نمی فهمم آدمی که به خدا اعتقاد ندارد چطور می تواند آنقدر نوع دوست و خوب باشد. وقتی قرار است انسان بمیرد و دیگر همه چیز تمام شود مانند این است که بگویند دوست داری در دانشگاه هاروارد درس بخوانی یا یک دانشگاه ضعیف ، ولی یک شرط دارد که بعد از تحصیل هرچه که خواندی را فراموش می کنی (مرگ) در آن شرایط دیگر چه فرقی می کند که درکدام دانشگاه درس بخوانیم . اگر آدم هزار سال هم عمر کند و آخرش فنا باشد انگار که اصلا از اول نبوده است. پس لطفاً توضیح دهید که او چگونه فکر می کرده است.

پاسخ: شما خیلی خوب این نکته را دریافته اید که اگر بعد از مرگ آدمی به کلی فنا شود دیگر خوبی و بدی و فضیلت و رذیلت معنایی پیدا نمی کند و مثالی زده اید کاملاً گویا ، اما راسل منکر خدا و جاودانگی روح نیست بلکه گفته است من علم به آن ندارم. معروف است که در سن نود سالگی راسل ، خانمی از ایشان پرسید : اگر شما پس از مرگ دریافتید که خدایی هست و حیاتی دیگر بر پاست و خداوند از شما بپرسد که چرا به من ایمان نیاوردید چه خواهید گفت؟ راسل گفت من بسیار غنیمت می شمارم چنان عالمی را و چنان سوالی را و خواهم گفت : علت عدم ایمان من این بود که کشیشان مذهب من دلایل کافی برای آنچه می گویند به آن ایمان دارند ، ارائه نکردند. چه بسیار در تاریخ دانشمندان غرب ، کسانی را به خدا ناشناسی و فقدان ایمان منسوب کرده اند در حالیکه آنها منکر خدا در معنی حقیقی نبوده اند بلکه آن خدایی را که در ذهن متولیان دینشان بوده است نفی کرده اند. شلی که از شاعران بزرگ رومانتیک انگلیسی در قرن نوزدهم است کتابی نوشته است با عنوان کفر آمیز " در ضرورت انکار خدا" در حالی که او خود یکی از عاشقان حق و ستایشگران زیبایی مطلق است و معلوم است آن خدایی که بسیاری از دعوت کنندگان به دین عرضه می کنند برای انسانهای فهیم قابل قبول نیست و شاید ضرورت داشته باشد که مردم آن اندیشه ها را از خود دور کنند و به عبارت دیگر به انکار آن پردازند. در مقدمه کتاب سرگذشت راسل به قلم خود او، یک صفحه به عنوان پیشگفتار آمده که حاصل عمر و تلاش راسل را به اختصار نشان می دهد که همان عشق به زیبایی و دانایی و نیکویی است. پرسش مهم راسل از دیدگاه اجتماعی و اخلاقی این بوده است که چگونه می توان از رنجهای مردمان کاست و بر شادی های ایشان افزود ، چنانکه در کتاب تسخیر خوشبختی (Conquest of Happiness) اثر او که به فارسی هم ترجمه شده است راههای رسیدن به شادی و سعادت را طرح کرده و از جمله مهمترین راه برای رسیدن به شادی را این دانسته است که آدمی راست و درست و پاک و با شرافت نفس باشد و اینگونه اعتقاد و اینگونه زندگی که وقف خوبی و زیبایی است یعنی همان کلمۀ "حسنی" در آیۀ 6 سورۀ "لیل" که ایمان به آن مایۀ سعادت است .


 

 سوال 118 : من 19 ساله و دانشجوی ترم چهارم پزشکی هستم و با عشق رشته خود را انتخاب کردم . چیزهای زیادی در ذهنم دارم که می خواهم به آنها برسم که همه از زیبایی و دانایی است ولی وقتی افکارم را با کسی در میان می گذارم می گویند تو زیاده خواهی و طمع داری ، رسیدن به همه این ها خیلی سخت است. مثلا من دوست دارم موسیقی کار کنم ، کلی کتاب بخوانم ، به ورزش علاقه دارم ، نقاشی یاد بگیرم ، اطلاعات زیادی در مورد همه چیز داشته باشم ، در کارم موفق باشم و به کشفی در رشته ام برسم و...... خلاصه کلی چیزها می خواهم . ولی همه اینها در حد فکر است و چون می خواهم به همه آنها برسم و نمی توانم حتی یکی را کنار بگذارم اذیت می شوم. آیا من واقعا زیاده خواه هستم؟ آیا راهی هست که به همه آنها برسم ؟

پاسخ: چه خوشتر که انسان همت بلند داشته باشد و زیاده خواه باشد . بخصوص در کسب فضیلتهای هنری و علمی و اخلاقی. تبریک می گویم موفقیت شما را که در نوجوانی ترم چهارم رشته پزشکی را طی می کنید. مولانا در غزلی گفته است که در روز قیامت مردم را بخاطر زیاده خواهی ملامت نمی کنند بلکه می گویند چرا کم خواستی ؟ چرا قیمتی ترین چیزها را طلب نکردی ؟ چرا بهترین ها را دنبال نکردی ؟ این خود موهبتی است که شما جویای بهترین ها شده اید که همان زیبایی و دانایی و نیکویی است و این همصحبتی با فرشتگان سه گانه شما را تا پایان عمر طولانی و پر برکتتان در بهشت جوانی و شادابی نگه خواهد داشت.

بخت جوان دارد آنکه با تو قرین است       پیر نگردد که در بهشت برین است ( سعدی) .


 

 سوال 119 : مدتی است که طبق توصیه شما شروع کردم به برگزاری جلسات مثنوی خوانی ، اما اصول و قواعد برقراری یک ارتباط سالم و دوستانه و دمکراتیک که در آن همه احساس راحتی کنند را نمی دانم. لطفا راهنمایی فرمایید و در صورت امکان کتابی معرفی کنید که در آن اصول بحث کردن ، انتقاد و گفتگوی سازنده، مطرح شده باشد.

پاسخ: برگزاری مجالس مثنوی خوانی نشان از ذوق اجتماعی ، فرهنگی و معنوی است و کاری زیبنده و سودمند است. من کتابی با عنوان 365 روز در صحبت مولانا تالیف کرده ام که می تواند در کار انتخاب قطعات و توضیح مشکلات شما را یاری دهد. اما اصول بحث و گفتگو و انتقاد را باید از فطرت گرفت و از قانون طلایی که چنان رفتار کنی که می خواهی با تو رفتار کنند یا چنان رفتار نکنی که نمی خواهی با تو رفتار کنند. بحث و گفتگوی آزاد و بدون تعصب مایه رشد اندیشه و بینش است. رعایت اصل کلی تر مهربانی و دوستی به اینگونه بحث ها کمک می کند تا همه با عشق و محبت سخن گویند و هدفشان بیان حقیقت برای آگاه کردن دیگران باشد . در عین حال هر کس آماده باشد که اگر سخنی درست و منطقی یافت آنرا با شادمانی بپذیرد و اغراض و تعصبات شخصی و اندیشه های از پیش قبول شدۀ خود را در هنگام مواجهه با حق کنار بگذارد.


 

 سوال 120 : من یکی از هزاران جوان ایرانی هستم که بعد از گذشت 22 سال از فرصت زندگی که خداوند متعال در اختیارم نهاده هنوز نتوانسته ام آن چرا که واقعا به آن علاقه داشته ام را بیابم. متاسفانه یا خوشبختانه استعداد بسیاری در ریاضیات داشته ام و همین استعداد باعث شد خانواده مرا مجبور به تحصیل در رشتۀ ریاضی کنند که البته ناموفق هم نبودم . با کمک خداوند توانستم در رشته مهندسی کامپیوتر پذیرفته شوم و الان در آستانه فارغ التحصیل شدن هستم . اما چه فایده که احساس می کنم چهار سال از بهترین سالهای عمرم را در جایی گذراندم که هیچ علاقه ای به آن نداشتم. تمامی معلمان ادبیات من از استعداد بالایم در نوشتن انشا می گفتند و ادبیات واقعا آن چیزی بود که همیشه من را آرام می کرد. ولی وقتی نمی توان در واقعیت به آرزوی خود رسید جز حسرت و افسوس چه کاری می توان کرد؟ از شما تقاضا دارم من را راهنمایی کنید تا شاید مثل همیشه با راهنمایی ها و سخنان آرامش بخشتان روزنه امیدی بر زندگی من باز شود.

پاسخ: چه موهبتی است که خداوند در دو رشته ظاهرأ دور از هم چون ریاضیات و ادبیات به شما استعداد خاصی عطا کرده است. به نظر من نیازی نیست برای نویسنده شدن که گرایش قوی تر شماست ریاضیات را کنار بگذارید. شما می توانید ضمن آنکه به تحصیلات ریاضی خود ادامه می دهید با ادبیات ایران و جهان نیز به تدریج آشنا شوید و چه بسیار بوده اند ریاضی دانانی که در ادبیات خلاقیتهای درخشانی از خود نشان داده اند . عمر خیام و لوئیس کارول از جمله این دسته اند و شاید بتوان گفت نویسندگانی که زیر بنای ریاضی دارند با عمق بیشتر به مسایل اجتماعی و ادبی می نگرند و ممکن است آثار برجسته تری از ایشان به ظهور برسد. اگراز دوران تحصیل ریاضیات احساس خوبی ندارید تقصیر ریاضیات نیست زیرا ریاضیات مانند ادبیات داستان پریان است و اگر با شیوۀ درست تدریس شود می تواند بسیار جذاب و لذت بخش باشد .


 

 سوال 121 : آیا مکتب اکنکار مکتبی درست است ؟ از آنجائیکه من به سفر روح و مراقبه علاقه زیادی دارم و اکنکار این کار را برایم انجام می دهد آیا شما این مکتب را توصیه می کنید ؟

پاسخ: توصیه اینجانب به جوانان جویای حقیقت این است که به هیچ دسته و گروه و فرقه ای خود را وابسته نکنند بلکه بطور کلی از خطوط مورد تایید دانشمندان و زبدگان جهان پیروی کنند. مراقبه در سیر و سفر معنوی سودمند است که آدمی مدتی (مثلا چهل روز) مراقب و ناظر اعمال و رفتار خود باشد و هر چه را با معیارهای عقل فطری خود ناهمآهنگ یابد به اصلاح آن بکوشد. به زبان دیگر در مقام قاضی و منتقد با خود بگوید که این کار را باید می کردی و نکردی و به آن کار نباید دست می زدی و زدی و تلاش کند آرام آرام خود را چنان بسازد که خود بپسندد و در عین حال برای اطمینان نظر شخصیت های برجسته و بی غرض و با فرهنگ و دور از تعصبات را نیز بپرسد تا مبادا خود دچار اشتباه شده باشد. اینگونه مراقبه ، آدمی را راست و درست و مطلوب و دوست داشتنی می کند و هر چه بر تعداد کسانی که شما را براستی دوست دارند و خاطرتان برایشان عزیز است بیشتر شود نشان موفقیت شماست. البته باید در شمار دوستداران علاوه بر عامه مردم انسانهای خوب و صمیمی و با صداقت و با فهم و شعور نیز شما را بپسندند تا بتدریج در میان اطرافیان شخصیت محبوب پیدا کنید. آشنایی مستمر با مولانا و سعدی و حافظ و شخصیتهایی چون گوته و شکسپیر و هوگو به این مقصود کمک می کند.


 

 سوال 122 : شما هیچگاه از دین زرتشت و پیامبران غیر سامی سخن نمی گویید . آیا این کار دلیل بر ناحق بودن آنها است ، در حالیکه کلیه ادیان سامی کلاً به تفسیر همان سه پیام بزرگ زرتشت پرداخته و فراتر نرفته اند.

پاسخ: اینجانب مکرر از زرتشت سخنانی نقل کرده ام از جمله آنکه فرموده است : تنها در هنگام مرگ است که آدمی از مقدار ثروت خود آگاه می شود، ثروت آدمی در هنگام مرگ همان کارهای خوبی است که در طول زندگی انجام داده است . و نیز از کتاب گیتای هندوان و از سخنان بودا و کنفسیوس در کلام مسموع و مکتوب خود آورده ام . مولانا در مثنوی می گوید :

اطلب المعنی من القرآن قل

لا نفرق بين آحاد الرسل

یعنی تو از قرآن معنی را طلب کن و بگو ما فرقی میان رسولان الهی نمی گذاریم. اینجانب نیز همین راه را پیوسته دنبال کرده ام . در عین حال بر این باورم که در میان کتب آسمانی موجود در جهان قرآن از ویژگیهای خاصی برخوردار است.


 

 سوال 123 : من رشته مهندسی کامپیوتر خوانده ام و چند سال هم در یک شرکت ، کار طراحی وب سایت و برنامه نویسی انجام داده ام و این کار مورد علاقه من است. به تازگی این فکر به سراغم آمده است که با توجه به اینکه این دنیا فانی و گذرا است و بیشتر باید به فکر آخرت بود برای اینکه ثواب بیشتری کرده باشم این کار را رها کنم و بروم خانه سالمندان کار کنم یا بروم معلم شوم ، با توجه به اینکه علاقه ای هم به این مشاغل ندارم آیا واقعاً ثواب کار در خانه سالمندان یا معلمی از طراحی وب سایت و یا برنامه نویسی بیشتر است ؟ آیا از نظر خدا علاقه داشتن به شغلی اهمیت دارد یا باید به خاطر خدا شغلی که ثواب بیشتر دارد ولی علاقه ای به آن نداریم ، انتخاب کنیم ؟ آیا به طور کلی این طرز فکر درست است یا نه؟

پاسخ: صداقت و اخلاص شما به خصوص در این روزگار شایان تحسین است زیرا بیشتر مردمان سوالاتشان در عالم این است که چگونه می توان هر چه بیشتر متاع دنیا و مقام و قدرت دنیوی را بدست آورد و در رفاه و آسایش زیست. اما آنچه نزد خداوند پسندیده است این است که خیر و خوبی و برکت وجود شما به مردمان برسد. باید بیندیشید که از کدام کار در مجموع خیر بیشتری حاصل می شود . آقای استیو جابز که عمری در کار طراحی و برنامه ریزی های شگفت رایانه و تلفن همراه و کامپیوتر های کوچک و کارآمد و ....گذراند خدمتی عظیم به تمام جامعه بشری کرد و میلیونها بلکه میلیاردها نفر از برکاتش برخوردار شدند.

خدا را بر آن بنده بخشایش است

که خلق از وجودش در آسایش است

کار در خانه سالمندان و شغل معلمی هر دو کاری شریف و قابل ستایش است اما ممکن است نقطه بهینه توانایی شما برای خدمت به جامعه نباشد ، شما با مشورت دانایان اطرافتان استعدادهای خود را بسنجید و به کاری بپردازید که از هر کس دیگری بر نمی آید چون شما با اخلاص و نیت خیر کار می کنید مسلماً درآن کار که مناسب ذوق و استعداد شما است خدمت بیشتری توانید کرد و کار صواب و راه درست که ثواب بیشتر دارد این است.


 

 سوال 124 : در میان قرآن های چاپ شده با ترجمه فارسی منسوب به حکیم مهدی الهی قمشه ای قرآن هایی منتشر شده که در مواردی با نسخه های قدیمی تر ترجمه ایشان تفاوت دارد و بعضاً متعارض است . این اشتباهات عمدی یا سهوی علاوه بر آشفته کردن وضعیت ترجمه های موجود ، طالبین و خوانندگان ترجمه فارسی آن مرحوم را به تردید اشتباه خوانی و دوری از تعلیم و تعلم حقیقی مفاهیم قرآنی مبتلا خواهد کرد. با توجه به انتشار وسیع ترجمه های متفاوت از ایشان ، جنابعالی چه توصیه و راهکاری در نظر دارید تا تنها یک ترجمه قرآن از آن مرحوم منتشر شود و یا شاید بهتر باشد یک نمونه ویراستاری و علامتگذاری شده زیر نظر جنابعالی ارائه شود تا تمام سازمانهای انتشاراتی موظف به استفاده از آن باشند و ابهامات موجود بر طرف شود.

پاسخ: قدیمی ترین و قابل اعتماد ترین نسخه از ترجمه قرآن توسط مرحوم مهدی الهی قمشه ای مربوط به سال 1327 بوده که توسط استاد سید حسین میرخانی خوشنویسی شده و به چاپ رسیده که اکنون نایاب است. اینجانب نیز به دلایل ذکر شده در سوال شما یعنی اشکالات تایپی و دستکاریهایی که به مرور زمان روی ترجمه ایشان انجام گرفته است در سال 1378 اقدام به بازبینی ، ویرایش و آماده سازی یک نسخه از ترجمه ایشان کردم که توسط انتشارات هفت گنبد منتشر گردید و در حال حاضر نایاب است. این نسخه تصحیح شده توسط ناشر دیگری در دست چاپ است که پس از انتشار، مشخصات آن اعلام خواهد شد.


 

 سوال 125 : با توجه به پخش گسترده سخنرانیهای شما در دنیای مجازی اینترنت و اینکه چند سالی است در داخل کشور سخنرانی رسمی نداشته اید ، موسسه فرهنگی هنری الهی قمشه ای چه معیاری برای تولید آثار صوتی و تصویری دارد و محل و تاریخ این سخنرانی ها کدام است؟

پاسخ: سخنرانی هایی که توسط موسسه فرهنگی هنری الهی قمشه ای تولید ، تکثیر و عرضه می شود دارای ویژگیها و امتیازات زیر است:

 1- کیفیت ضبط سخنرانی ها بسیار خوب است.

 2- شامل سخنرانی هایی است که قبلاً منتشر نشده و در آرشیو موسسه موجود است .

 3- اغلب سخنرانیها در سالهای اخیر در مراکز فرهنگی خارج کشور یا کلاسهای خصوصی داخل کشور ایراد شده است ، هر چند که زمان و مکان سخنرانی ها نقش و اهمیت خاصی در مباحث مطروحه ندارد .

 4- تمام آثار صوتی و تصویری تولیدی موسسه دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شماره ثبت کتابخانه ملی ایران است


 

 سوال 126 : من کتاب " در صحبت قرآن" شما را می خوانم و لذت می برم ، اما سوالی ذهنم را به خود مشغول کرده و آن این است که تفاوتی میان سوره های مکّی و مدنی می بینم . به این صورت که در سوره های مکّی از صلح و آرامش صحبت شده اما درسوره های مدنی همه جا بحث از کشتن دشمنان و رحم نکردن به آنهاست .

پاسخ: این تفاوت که بعضی میان سوره های مکّی و مدنی قائل شده اند ، اصالتی ندارد . قرآن همه جا دین رأفت و رحمت است و اگر در بعضی آیات از جنگ و مقاتله سخن رفته ، معلوم است که برای دفاع از دشمن مهاجم است ، دشمنی که او با شما سر جنگ دارد نه شما با او . به همین جهت تأکید قرآن در این است که هرگاه او متمایل به صلح شد شما نیز بپذیرید . چرا که: " عدوانَ الّا علی الظالمین " ( سوره بقره : 193) یعنی هیچ دشمنی نیست مگر با ستمکاران و متجاوزان . شما می توانید به اصل آیه و ترجمۀ کامل آن مراجعه کنید .

همچنین در آیات 7 و 8 و9 از سورۀ ممتحن آمده است :

 شاید چنین باشد که خداوند بین شما و دشمنان پیوند دوستی برقرار کند

 

سئوال 127: در تاریخ 91/8/23 روزنامه آرمان مطالبی در ارتباط با پرسشهای مطروحه و پاسخ شما به آنها درج کرده بود و وانمود شده بود که این مطالب را شما در اختیار آنها گذاشته اید ، آیا این موضوع صحت دارد؟

 پاسخ : من سالهاست با هیچ روزنامه یا نشریه یا سایت خبری مصاحبه نکرده ام. مطالب درج شده در روزنامه مذکور از بخش پرسش های متداول وب سایت رسمی اینجانب برداشته شده ومتاسفانه بدون ذکر منبع آنرا درج کردند وبعدا در تعدادی از سایت های خبری به نقل از آن روزنامه آمد. از طریق دفتر اینجانب به روزنامه آرمان در این زمینه تذکر داده شده و در بخش اطلاعیه های وب سایت رسمی نیز این موضوع به اطلاع عموم رسانده شد .

 

سوال 128 :من گناهی کرده ام که از خود شرمنده ام واز کار خود بسیار پشیمان، چگونه می توانم با این عذاب وجدان ادامه حیات دهم ؟

پاسخ : در حدیث از پیامبر اکرم آمده است که " التائب من الذنب کمن لاذنب له" یعنی کسی که از گناه توبه حقیقی کند مانند کسی است که گناه نکرده است .البته بدان شرط که بعد از توبه به اصلاح نیز بپردازد واگر مشکلی برای کسی یا کسانی ایجاد کرده حتی المقدور در رفع آن بکوشد .

 

سوال 129:آیا مقامات انبیاء و اولیا و بزرگان از پیش نزد خداوند مقدر و معلوم است یا آنکه هرکس می تواند برای رسیدن به مقامات بلند تلاش کند ؟

پاسخ : مقام معلوم البته نزد خداوند که از زمان ومکان وگذشته وآینده بیرون است، معین است . اما چون ما از تقدیرات الهی بی خبریم باید اصل را بر این بگذاریم که هر که آرزوی مقامی بلند کند و در راه رسیدن به آن بکوشد خداوند او را در نیل به مقصود یاری و هدایت خواهد کرد که خود فرموده است :"والذین جاهدوا فینالنهمه بینهم سبلنا" یعنی کسانی که در راه ما کوشش کنند ما ایشان را هدایت می کنیم (عنکبوت :69).

 

سوال 130: پس از مرگ چه احساسی به انسان دست خواهد داد ؟

پاسخ : در حدیثی از پیامبر اکرم آمده است که مردمان خفته اند وچون مرگ رسد بیدار شوند . بدین بیان مرگ نوعی بیداری و تغییر سطح آگاهی است . در ادبیات فارسی مکرراً به این موضوع اشاره شده است ومولانا در بیت زیر اشاره زیبایی به این حدیث دارد :

 خوشا صبحی که او آید نشیند بر سر بالین تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شاهانی

ونیز شیخ محمود شبستری در گلشن راز فرماید :

 به صبح حشر چون گردی تو بیدار   ببینی کان همه وهم وپندار

امیلی دیکنسن شاعره عشق وجاودانگی در قطعه شعر کوتاهی همین سخن را به زیبایی تمام آورده است .

مرگ گفت و گویی است

میان روح و خاک

مرگ می گوید : «ای روح، تباه شو، پراکنده شو(مانند خاک)»

روح می گوید : «عالیجناب،

مرا با هستی پیمان دیگری است.»

مرگ شک می کند و بحث و جدال پیش می کشد.

روح از او روی می گرداند،

جامه خاکی خویش را، چون برهانی قاطع، در پیش مرگ می اندازد

وبه راه خود می رود.

 

سئوال 131:چرا از پاره ای از لذات معنوی لذت نمی بریم ؟

پاسخ : اگر نماز و نیایش وراز ونیاز با پروردگار عالم به صورت عادت و صرف عبادت در آید و به عبارت دیگر از معنی تهی شود جسد بی جان خواهد بود که کس را رغبت عشرت با آن نیست .لذتی که از خوردن می بریم معنی دارد وآن این است که جسم ما به یکی از نیازهای خود مانند قند یا آب رسیده است . وهر لذت ،حاصل رسیدن نیازمند به آرزوست . حال اگر بدن به تمام وکمال به نیازهای خود رسیده باشد آب گوارا وشهد و شربت را خوش نخواهد داشت وچنین است که اگر روح ما تشنه هم نشینی با شاهد پشت پرده عالم نباشد واو را وادارند که کلماتی بر زبان آورد وکج وراست شود او را چه لذتی حاصل خواهدشد . لذت بردن از امور معنوی چون زیبایی ودانایی ونیکویی که به مراتب برتر از لذتهای مادی است نیاز به تشنگی وگرسنگی دارد وگاه باشد که به سبب بیماریها آدمی از تشنگی و گرسنگی غافل می شود چنانکه در جوع بولیموس ودر عین حال که جسمش از نیاز آکنده است هیچ لذتی از خوردن نمی برد . در امور روحانی نیز چنین است .فرهنگ لذت بردن از معنویات به سبب غلبه عادات وغفلت ها وتعصبات وتاکید بر صورتها از میان رفته است . یک نهضت عظیم فرهنگی لازم است تا مردمان بتوانند به لذات متعالی برسند وبهترین راه آن در این روزگار مصاحبت با شاعران ونویسندگان بزرگ جهان است. آنها می خواهند به تدریج روح را برای رسیدن به اینگونه لذات آماده کنند .

English صفحه اول