گزیده ها
 «احوال گنج قارون»

«احوال گنج قارون»

احوال گنجِ قارون کایّام داد برباد
در گوشِ گل فرو خوان تا زر نهان ندارد
داستان قارون و گنج های بسیار او که خادمان برای حمل کلیدهای آن در زحمت بودند همه بر باد رفت و آن گنج ها که امروز نیز حریصان و جاه طلبان در بانک ها نهاده اند 
و از حفظ و حساب آن در تنگنا افتاده اند نیز همه بر باد خواهد رفت و با هیچ کس وفا نخواهد کرد پس چه خوش تر که آدمیان پند گیرند و ثروت ها را به میان آورند و در جهت بهبود حال یکدیگر به کار گیرند...


" حکمت الهی "

هر فعلی – اِما خیر و اِما شر – که از بنده صادر می شود او آن را به نیتی و پیشنهادی می کند،
اما حکمت آن کار همان قدر نباشد که در تصور او آید.
□ در نظر مولانا، هر فعلی که از بندگان صادر می شود، خواه خیر و خواه شر، تقدیر الهی است و از این حیث در نظام کل جمله خیر است و روی در کمال دارد. 

«جدایی»

چشم تو سیاه
دل من سنگین
من و تو باید از هم ببُریم
زان پیش که صبح برسد از راه

«حضورالهی»

خداوند حضور ازلی و ابدی است،
و بی هیچ حجاب و پرده و ساتِر، بر عالم هویداست
این ما هستیم که گاه حاضریم گاه غایب
و گاه در پرده و گاه بر صحنه

«یاد یاران»

همه به جهانِ نور رفتند
و من تنها در اینجا درنگ کرده ام.
یاد یاران چنان زیبا و نورانی است
که هر اندیشۀ غم آلود را از آسمان دل می راند.

«رقص کتاب»

او آن کلمات گران قدر را تناول کرد و آشامید
و روحش قوت گرفت و صلابت یافت
و دیگر فراموش کرد که مسکین و تهی دست است
و دیگر فراموش کرد که این پیکر جسمانی او از خاک نشأت گرفته است

«نبرد درون»

«نبرد درون»

ای خدای من،
مرا در نبرد با نفس، این دشمن درون، صلابت و قوت بخش.
که نفس جبان و بزدل
که پیوسته با صدایی رقّت بار،