گزیده ها

«جعبۀ جادویی»

اگر امروز به اعجاز علم، انگشتان ظریف آن جعبۀ جادویی
می توانند گلهای آهنگ را از باغ شب بچینند
و آن را به فراز قارّه ای یا پهنه دریایی چون موج به اهتزاز آورند
اگر گلبرگهای نغمۀ چنگ و عود می توانند در دامنۀ کوهها

«دست بزنید و شادی کنید»

دست ها را بر هم زنید و شادی کنید که
می خواهیم دروازه های بهشت نقد را به روی شما بگشاییم
تا با حافظ خوش کلام هم آوا شوید
و پای کوبان زمزمه کنید:

«درها را به روى يكديگر باز كنيد»

يكى از شيرين كاري هاى نظامى
در منظومه خسرو و شيرين
اين است كه در پايان كتاب،
چهل داستان كليله و دمنه را

«خوش ترین زندگیها»

خوش ترین زندگی کسی راست که
"وظیفه"را به همسری برگزیده باشد
و همه کارهایش از کوچک و بزرگ همچون پارچه ای باشد
که از نخهای ناگسسته بافته شده و از هر رشتۀ آن

«بازگشت کشتی»

مصطفی، که نامش معنی برگزیده و محبوب داشت 
و جانش سپیده دم روزگار خویش بود،
دوازده سال در شهر اورفالیس انتظار می کشید تا کشتی اش که قرار بود بازگردد، 
از راه برسد و او را به جزیرۀ زادگاهش بازگرداند.

سرّ وحدتِ عارف و معروف

«سرّ وحدتِ عارف و معروف»

پاسخ كوتاه شيخ محمود شبسترى به اين پرسش كه
چه كسى از راز وحدت آگاه مى شود اين است:
كسى بر سر وحدت گشت واقف
كه او واقف نشد اندر مواقف 

يعنى كسى به آستان واحد مطلق

شما

«شما»

آری شما یک اقیانوس بیکرانید،
و وقتی کشتیهای سنگین در ساحل هستی شما به گِل می نشینند 
و بناچار در انتظار مدّ آب می مانند، 
باز شما همچون اقیانوس نمی توانید شتاب کنید و مدّ آب را پیش از آمدن فرا خوانید.