فرازهایی از کلام استاد

عاشق شدن به اختيار نيست و عاشق را بدين گناه ملامت نتوان كرد چنان كه شك كردن نيز به اختيار نيست، شك حالتي است كه بر آدمي عارض مي شود و مؤاخذه اي بر آن نيز نتوان كرد.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص146)

11

داستان ليلي و مجنون يك حكايت عربي يا يك حكايت شرقي يا غربي نيست بلكه يك حكايت نمادين از اطوار عشق جهاني است. ليلي همه معشوقان جهان اند. اورنگ و گلچهر و شيرين و فرهاد و رمئو و ژوليت نيز تجليات عشقي هستند كه معشوق ازل در هزاران هزار پرده با خويشتن دارد.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص86)

12

همه فضيلتها در علم است و همه رذيلتها در جهل و اگر گويند چه بسيار عالمان بزرگ كه به شرور و بديها ميل كردند، پاسخ اين است كه ايشان عالم نبوده اند، زيرا حقيقت علم تصديق است كه به اصطلاح اصحاب منطق اذعان قلبي به نسبت است و اگر اين اذعان به نسبت نباشد آن علم، تصوري بيش نخواهد بود. به همين جهت مقام علمي اهل معرفت را از تصديقات ايشان بايد شناخت نه تصوراتشان.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص75)

13

شادي و بهجت كه در روح پديد مي آيد هيچ صورتي ندارد اما مي تواند به هزار صورت از لبخند تا محبت و خلق خوش و عطا و بخشش و گذشت و نرمش ظاهر شود و يكي از تجليات آن نيز در سماع و دست افشاني و پاي كوبي است و چنان كه وجد و شادي مي تواند به صورت دست افشاني و آواز ظاهر شود، دست افشاني و آواز نيز آدميان را از افسردگي به سوي وجد و شادي رهنمون مي شوند و روان شناسان امروز همين نكته را بدين صورت توصيه مي كنند كه هر زمان غمگين و افسرده شديد به كارهايي بپردازيد كه اگر شاد بوديد مي كرديد. و اگر شخص غمگين خود نتواند تظاهرات شادي را در خود بيافريند، وظيفه ياران و دوستان است كه او را به مجلس وجد و سماع دعوت كنند و با اطوار و تجليات شادي او را به وجد آورند.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص69)

14

چون خداوند دنيا را متاع قليل و آخرت را عطاي كثير خوانده است هركس از آخرت به خاطر دنيا چشم پوشد به حقيقت زاهد است، زيرا زهد پرهيز از بيشتر و قناعت به كمتر است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص67)

15

مقصود از عبادت چنان كه از معني لغوي كلمه بر مي آيد هموار كردن راه دل است براي عبور فرامين الهي، تا وقتي فرماني مي رسد سنگهايي چون غرور و حسد و كين بر سر راه نماند.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص63)

16

نسبت انكار الهيت به نيچه محصول انديشه كساني است كه ندانسته اند كتاب "چنين گفت زرتشت" شعر است نه فلسفه و نيچه در بيشتر آثارش شاعر است، نه فيلسوف. گزارش نيچه از كيفيت خلق كتاب چنين گفت زرتشت مراتب ايمان و معنويت نيچه را به صراحت نشان مي دهد.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 48)

17

جرم منصور در حقيقت اين بود كه به حاكمان وقت مي گفت حق با شما نيست حق با من است. من بر حقم و شما بر باطل.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 45)

18

دين عشق كه در ادب عرفاني پارسي همه جا دين و مذهب عاشقان شناخته شده است و گاه از آن به بت پرستي و صنم پرستي و امثال آن تعبير كرده اند به حقيقت همان دين فطرت است كه بر عشق به زيبايي و دانايي و خوبي بنا شده است و مي توان گفت عين القضات از پيشروان مذهب عشق است. البته پيش از وي و به خصوص پس از وي مكرر در ادب اسلامي اشاره به دين عشق شده است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 29)

19

حقيقت اين است كه داستان غير از تاريخ و وقايع نگاري است و بيرون از تاريخ و زمان و مكان است. در هر داستان پيامي نهفته است كه مقصود اصلي رساندن آن است و باقي شاخ و برگهايي است كه براي تاكيد يا تجسم يا تشخيص
(يعني شخصيت بخشيدن به آنچه شخصيت عيني ندارد)
است كه از صنايع ادبي است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 21)

20