فرازهایی از کلام استاد

صوفيان را اعم از صادق و مدعي، پشمينه پوش گفته اند و به همان نسبت كه شمار مدعيان از محققان بيشتر بوده است، كاربرد كلمه پشمينه پوش در طعن و طنز بيش از لحن ستايش و تحسين است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 8)

31

اگر در ادب پارسي مكرر اشاره به زبان دري شده است مقصود همان زباني است كه سعدي و مولانا و حافظ بدان سخن گفته اند.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 7)

32

شك نيست كه واژه ها و تركيبات عربي بسيار به خصوص از قرآن و حديث و كلام قديسان و شاعران عرب زبان در زبان پارسي دري راه يافت، اما ساختار كلي آن برقرار ماند، چنان كه ما امروز شعر رودكي سمرقندي و تفسير ابوالفتوح رازي را به راحتي مي فهميم و زبان خود مي دانيم.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 7)

33

زبان پارسي دري در زمان تازش اعراب بر ايران زبان رسمي كشور بود و پس از دو سه قرن سكوت يا مبارزه پشت پرده براي حفظ گويش پارسي، اندك اندك اين زبان در فرهنگ مكتوب پارسي ظاهر شد و پايه هاي شعر و نثر ادب پارسي بر آن استوار گرديد و با ظهور شاعران و نويسندگان بزرگ چنان پايداري و ماندگاري يافت كه كمتر زباني در تاريخ از آن برخوردار است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 7)

34

زبان پارسي دري در خراسان بزرگ به تدريج از زبان رايج پهلوي يا پارسي ميانه در دوران ساساني شكل گرفت و بر ديگر لهجه هاي گويش فارسي غالب آمد و زبان دربار شد و كلمه دري منسوب به "در" است كه به معني پايتخت و دربار آمده است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 7)

35

صوفي در دايره عشق كامل به جميع كائنات مهر مي ورزد و با هيچ كسي بغض وعداوتي ندارد الا آنكه رفتار او با هر كسي و هرچيز بر حسب ظرفيت آن است كه: چه رحمت و بركتي مي تواند به او برساند يا چه عبرتي مي تواند از كار او برگيرد.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 6)
 

36

انديشه وحدت وجود كه در سخن عارفان و حكيمان همه فرهنگها حضور دارد خاص مكتب نوافلاطوني و حكماي فهلوي در ايران باستان و امثال آن نيست و ايمان به اينكه جهان را آفريدگاري دانا و تواناست و ايمان به جوهريت و جاودانگي روح و اصالت و اعتبار فضيلتهاي اخلاقي چون راستي و درستي و عدالت و انصاف و گذشت و جوانمردي و برتري دانايي بر ناداني و زيبايي بر زشتي همه امور فطري است و هركجا جامعه انساني به رشد و كمال رسيده است اين انديشه ها نيز حضور داشته است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 6)

37

قرآن كه خود متعالي ترين تجلي فطرت انساني است با همه اديان و مذاهب و معارف پيشين در اصول هماهنگ است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 5)

38

محققان از اين نكته غافل بوده اند كه جوهر عرفان همانند هنر و اخلاق از نهاد بشر برخاسته و از خاور و باختر و قوم و قبيله و تازي و پارسي برون است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 5)

39

در كتاب فلسفه جاويد يا جاويدان خرد اثر آلدس هاكسلي گزيده هايي از سخنان "ابوسعيد" و "بايزيد" و ديگر صوفيان بزرگ در كنار سخنان "توماس تراهرن"، "اكهارت"، "لائوتسه"، "كنفسيوس" و قديسان مسيحي و ديگر مناديان معنويت در سراسر جهان گرد آمده است و همين تنوع گزيده ها با محتواي واحد نشان آن است كه راه سعادت بشر روي در وحدت دارد و اگر نام آن را "جاويدان خرد" يا تصوف وعنوانهاي ديگر نهند باكي نيست و اين اسمها سالكان راه توحيد را متفرق نمي كند.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص 4)

40