فرازهایی از کلام استاد

دين عشق حاصل پيام دوستي و صلح و همزيستي مسالمت آميز در سراسر جهان است كه در مسالمت آن ملاطفت و احترام متقابل نيز هست.

(كيميا 11– ص 25)

71

دين عشق همان دين فطري همه آدميان است كه بر مبناي عشق به زيبايي و دانايي و نيكويي استوار است.

(كيميا 11– ص 24)

72

در ادب عرفاني پارسي، ديني به عنوان دين يا مذهب عشق وجود دارد كه پيامبران آن شاعران بزرگي چون حافظ و سعدي و مولانا هستند كه همه اهل عالم را بدان دعوت كرده اند.

(كيميا 11– ص 24)

73

دعا و درخواست در دين عشق، براي عاقبت خير و نيل به رستگاري در زمان آينده نيست، زيرا عطاي خدا پيوسته نقد است.

(كيميا 11– ص 24)

74

عاشقان در دم نقد زيست مي كنند و موقوف قيامت نيستند زيرا قيامت ايشان فرارسيده است.

(كيميا 11– ص 22)

75

عاشق با مشاهده جمال يا خيال معشوق كه شراب اوست و در ميخانه عالم همه جا يافت مي شود، مست و سرخوش و بي خويش است، زيرا از خود پرستي بيرون آمده است و به بت پرستي حقيقي كه همان عشق به زيبايي مطلق است رسيده است.

(كيميا 11– ص 20)

76

عشق خود گناهي است مقدس كه اصل دين و گوهر مسلماني است و توبه كردن از آن در دين عشق كفر است.

(كيميا 11– ص 19)

77

آن شادي كه در اثر پيروي نيكويي و دانايي و زيبايي حاصل مي شود مي تواند آدمي را چنان شاد و سرخوش كند كه همه رنج ها و غم ها را از ياد ببرد.

(كيميا 11– ص 17)

78

دعوت انبيا نيز مانند فطرت، دعوت به زيبايي و دانايي و نيكويي است چنانكه قرآن اين سه ارزش را در خود جمع كرده است و اين سه ارزش هر يك به نوعي موجب شادي و مايه سعادت آدمي هستند.

(كيميا 11– ص 17)

79

بزرگان همه اديان كه عارفان حقيقي و شاعران آسماني و دانشمندان خداشناسي و قديسان آن دين اند، ايشان را با هم چندان اختلافی نيست مگر در شيوه هاي عبادت و انجام آيين هاي مذهبي كه آنها از مقوله صورت است و در معني با هم اتحاد دارند.

(كيميا 11– ص 16)

80