گزیده ها

«در ماهیت روح»:

‌با سیر در آثار مولانا آدمی جوهر ذات خود را که همان شادی و روح و راح و مستی است، می‌یابد
و می‌کوشد تا خود را از هر آنچه غیر از شادی و آزادی و سرمستی و سرخوشی است پاک کند.
من عاریتم در آنچه خوش نیست
چیزی که در آن خوشم من؛ آنم

«جام جهان نما»

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می کرد
سال ها و نسل ها و عمر ها و قرن هاست که آدمی در جستجوی جام جهان نما،
 اقطار جهان حقیقت و خیال را پیموده است. این جستجو که در فرهنگ فارسی در افسانه های جمشید و کیخسرو و سلیمان و اسکندر شکل گرفته، 

«بهشت آزادى»

اى پدر آسمانى ما
ما را بدان سرزمين هدايت كن كه بيم و هراس را در آن راه نيست
آنجا كه سرها بلند و افراشته است
و دانش و آگاهى را رايگان مى بخشند

«فسادها بر اثر ظلم و تعدی است»

در اینجا می فرماید ای امّتِ من (و در سطح وسیع تر ای کسانی که سخن مرا می شنوید) 
پیمانه و ترازو را به عدالت پاس دارید 
و هیچ در مال مردم تصرّف باطل مکنید 
و از آنچه باید به ایشان بدهید کم نگذارید و هیچ  شر و فسادی در جهان به بار میاورید که 

«گناه دانایی»

از دير باز فرمان نوشته و نا نوشته صاحبدلان اين بوده است كه:
پنهان خوريد باده كه تكفير مي كنند
آن باده انگورى را تعزيرى و تنبیهی بوده است
كه به همان قناعت مى كردند

«نشانه های جامعه اسلامیم»

یکی از نشان های جامعۀ اسلامی این است که در این جامعه کارها به قدر وسع و گشایش است
 نه در حد طاقت و کمال تحمل
و بدین سان آن کس که کار می کند
علاوه بر سلامت جسم از سلامت روح و سرخوشی و رهایی از فشارهای عصبی برخوردار خواهد بود.

«نوزاد آتشین»

در زمستانی سرد و زمهرير
در حالی که از سرما به خود می لرزیدم
به ناگاه احساس حرارتی که قلبم را می افروخت، مرا به حیرت آورد.
با هراس سر برآوردم تا بنگرم کدام آتش در آن نزدیکی پدید آمده است.