گزیده ها

«فرشتگان و شیاطین درون»

از دیدگاه محیی الدین و مولانا فرشتگان مقرّب
چون جبرئیل و میکائیل و شیاطین انس و جن
و همۀ پیامبران از آدم تا خاتم همه در همۀ انسانها
به گونه ای تجلّی دارند و همه در خدمت آدمیان هستند

«سه کتاب و یک عشق»

محور اصلی سخن مولانا
در دیوان شمس و مثنوی و فیه مافیه عشق است:
این سخن آبی است از دریای بی پایان عشق
تا جهان را آب بخشد جسمها را جان کند.

«رسن زلف تو»

رسن زلف تو ما را چو رهانید زچاه
ما از آن روز رسن باز و حریف رسنیم
دیوان شمس
این رسن یا سر زلف یک امر خیالی

«در باغ خداوند»

در میان جمع تنها نشسته بودم
که سخن خداوند به من رسید
همان دم چشم های تاریک من فروغ یافت
و شعله ای از آتش بر دهان من نهادند

«مغان سه گانه»

اسامی این سه مغ ایرانی در متون مسیحی کاسپار، ملکیور و بالتازار آمده است.
بنا بر روایات مسیحی، مغان سه گانه با هدایت ستارگان از راه دوری به بیت اللّحم رسیدند
و با هدایت ستارۀ خاصی که حضور حضرت مسیح را اعلام می کرد به خانۀ مریم رسیدند.
و آن نوزاد پادشاه را یافتند و در این زمان که ششم ژانویۀ نخستین سال میلادی بود

«مگر بویی از عشق مستت کند»

ما بی دین به دنیا نیامده ایم تا دینی اختیار کنیم
بلکه هر انسانی با عشق به "زیبایی و دانایی و نیکویی"
به دنیا می آید و با این سه عشق رشد می کند
و اگر در صحبت بزرگان جهان از راه درست فطرت که

«احد و احمد»

اگر کسانی در سودای بازگرداندن صلح و آشتی و
دوستی و برادری و آزادی در جهانند،
تنها راه، باز گرداندنِ احد به دایرۀ جهان است تا احمد شود.
احد به تعبیر ارسطو صورت مطلق است و صورت جهت وحدت همۀ اشیاء